محسن توحیدیان ▪️ • باشلار میگوید:«تنها آنکس که میتواند چنان در خود جمع شود که کمترین جا را بگیرد، حیاتی ژرف دارد.»• این طنین دایره است که در بشقابِ گردان محو میشود. برای عبور از آینه، اگر ملازمان اندکی آسانگیر باشند و بعد از ظهری دلپذیر باشد، هیئت ژوری به شکستن فرمان میدهد. اگرنه، راز … بیشتر بخوانید “ایدهی طبیعت” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ • نوشتن باید چون دانستنِ دوبارهیِ آتش باشد. نه آن آتش که از برخوردن و افتادن و سایش پیدا شود، که آتشی واژگون، پنهان در دل کوه یخ. عمری شکافتن و آبکردنِ باطنِ یخ، به آتشی میرساند که آنجا میسوزد اما نمیسوزاند. دستیازیدن به چنان آتشی، شگفت است، چوبهی آتشی که ماری … بیشتر بخوانید “دانستنِ دوبارهی آتش” »
محسن توحیدیان ▪️ • لی یانگلی، شاعر چینیتبار زادهی اندونزی از بزرگترین شاعران زمانهی ماست. «کتاب شبهایم» را در دست دارم و امواج حیرتانگیز کلام او، در دریاهایی غریب غوطهام میدهد. کتابی است که میتوان از تباهی زمانه و از سایههای لزجی که هر حکومت استبدادی عقبماندهای بر شهروندانش میاندازد، به آن پناه برد. لییانگ، … بیشتر بخوانید “کتابِ شبهایم” »
محسن توحیدیان ▪️ □ شرلی، فیلمِ گوستاو دواِش بازنمایی ۱۳ نقاشی از ادوارد هاپر است. فیلم، به تابلوهای هاپر جان بخشیده و با آنها داستان زنی را روایت میکند که میخواهد در تعامل سیاسی-اجتماعی خود به تعیین روند تاریخ یاری رساند. فیلم میگذارد تا ما با اندیشهها، احساسات و تاملات او، برشی از تاریخ امریکا … بیشتر بخوانید “شرلی” »
محسن توحیدیان ▪️ □ چه میلرزیدی پسر. چه دندانهای لرزانی داشتی ای پیک مطبخ شهرک دانشگاه. شامی را که آوردی، آن کوفت را چند ساعتی در آشپزخانه رها کردم. در را بستم و رفتی اما چشمهایت، آن چشمهای بیمار و آن نفسهای بریده، آن کفشهای خیس یخزده در نظرم ماند. چه میلرزیدی ای پیک بیمار … بیشتر بخوانید “چه میلرزیدی” »
