به خویشتنِ محبوبِ خویش نویسنده این سطرها را پیشکش میکند ولادیمیر مایاکوفسکی فارسی محسن توحیدیان شش. سنگین. ناقوسهای ساعت. «آنچه از آنِ قیصر است به قیصر بدهید و آنچه از آنِ پروردگار است به پروردگار…» اما کسی همچو من کجا باید پهلو بگیرد؟ کجا برای خودم لانهای پیدا کنم؟ اگر چون اقیانوسِ اقیانوسها کوچک بودم، … بیشتر بخوانید “شعری از ولادیمیر مایاکوفسکی” »
دسته: شعر
ابهام، گرسنگی، انتظار. فصلی در دوزخ آرتور رمبو را در چنین احوالی خواندم. در یک ایستگاه اتوبوس پرتافتاده نشسته بودم و انتظار میکشیدم. آفتاب نیمروز، آسفالت را نرم میکرد و باد گرم تابستان گرد و خاک را از بیابانهای پشت ایستگاه برمیداشت و اینجا و آنجا میپاشید. نیمروز، وقت محبوب من. همان ساعتی که خوش … بیشتر بخوانید “فصلی در دوزخ” »
«دنیا زنی است بهنام سهیلا» شعرِ بلندِ محمد حیاتی است. کتابی است برای زنان و نقشی که در پردههای جامعه میزنند. کتاب در نشر خودکامه منتشر شده است. ۱ دنیا زنی است بهنام سهیلا پیر نمیشود موهای سفیدش نمیریزد هر روز جوان و بیمار رو در روی آینه موهایش را شانه میزند قرصهای رنگارنگ را … بیشتر بخوانید “دانلود کتاب «دنیا زنی است بهنام سهیلا»” »
در نیمروز تابستانی، احمدرضا احمدی برای همیشه در محلههای غریب زندگی گم شد. نباید از مرگ او سخن گفت. عکسهای خاکسپاری او، بردنش در تابوت و آن نوار مشکی روی عکسهایش، بیمعنیترین چیزها دربارهی اوست. مردن به هرکس بیاید، به احمدرضا احمدی نمیآید. او مدرنتر از مرگ بود. و پیشروتر از لشکر موریانههای زوال که … بیشتر بخوانید “مردن به او نمیآید” »
میدانیم که اوزان ترانهها با اوزان عروضی متفاوت است و دارای حالتی است انگار معلق و بینابین اوزان هجایی و عروضی، با خصلتی خاص خود ترانهها. «برخی از این ترانههای ملی بدون قافیه، نمونهای از طرز ساختمان قدیمترین شعرهای فارسی و شاید از سرودهای ماقبل تاریخی نژاد آریاست… سرودهای اوستا نیز بدون قافیه و مانند … بیشتر بخوانید “نوعی وزن در شعر امروز فارسی” »
