محسن توحیدیان ▪️ گنجشک را صبح چه نام میدهد بر میزِ صبحانه به زیر تجیرِ ابر؟ قاشقی میکاود باغچه را به جستنِ کرمِ پشیمانی کاردی به تفاهم میایستد میان من و منارهای که در لیوان چایی غرق میشود منقاری دانه میچیند از سرانگشتان فساد که نشان سکندر و نوشروان است کشندهی دریاها پیامبرِ اسرارِ … بیشتر بخوانید “تجیرِ ابر” »
دسته: شعر
محسن توحیدیان ▪️ (برای سعید اسکندری) ما بر اثر تو درگذشتهایم و از این است که مرگمان نیست آه ای که دیدهای ماهیان پرنده را در آبهای وهمِ باروک که بر چشمان فلیباس میدمیدهاند ای که جویدهای تو نیز به دندان گس گل عمر اسفندیار را آه ای که به نام میشناسمت اما هنگام که … بیشتر بخوانید “بر اثر تو” »
محسن توحیدیان ▪️ روزی نمانده تا تسلیمِ باطل کنم اشکی نمانده تا بیفشانم بر بادهای تجرید از جیب که افتاده این مغاک در دلم؟ مگر پرندگان تاریکی دانستهاند که راه به مبهوت کشیدهام؟ مگر آنکه بر دروازهی تسلیم شیهه میکشد چهارشنبه نیست؟ ای تنومند ای رقتانگیز ای مسلط بر پنجرهها، گلدانها، قیچیها، خاکروبهها ای … بیشتر بخوانید “چهارشنبه” »
۱ دیر زمانی چنین بودم ستارهای به دستم از نم رویا خیس حال که میخواهم زندگانی را سایهای باشم غم مردگانم نیست میان ابروها چه چیز میافتد وقتی نگاه از آسمان ملال میگیرد تنها تو باش که فرداها اگر چه بیخورشید با نام تواند. ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ۲ ماه در چشمهسار گندمها چهره میشوید رویاها خیس میگذرند … بیشتر بخوانید “سه شعر از مجید فروتن” »
یانیس ریتسوس ▪️ ترجمهی محمدعلی سپانلو ▪️ مردی واقعن شگرف، با نگاهی دیگرسان و رفتاری دیگرسان در بدنش (به یقین میدانستیم) نه خیالها نه تصویرها بلکه اشیا را بر هم انباشته بود کوهستانهای پوشیده از کاج، تپهای در سه ردیف، درختان زیتون در دامنهاش اسبی سرخ، پلههای کندهشده در دل صخره که راه میبرد بهسوی … بیشتر بخوانید “یک مرد” »
