چوبک داد آن آخرین نوشتههایش را بسوزانند. مثل بدنش که نگذاشت طعمهی موریانههای خاک شود. پیرمرد نابینا را هنگامی که به یقین رسیدند دیگر زنده نمیشود در آتش انداختند و خاکسترش را به آبهای آزاد سپردند. بارها از خودم پرسیدهام که آن نوشتهها چه بودهاند؟ و اگر آن کاغذپارهها بدنی داشتند، در برابر خاموشی روزگار … بیشتر بخوانید “سنگ صبور” »
دسته: داستان
یوسا را در تابستان هشتاد و یک با کتاب مرگ در آند شناختم. تازه به کتابخانه آمده بود. آن را چندروزه خواندم. وقت پسدادن از کنار پاسگاه میگذشتم. سربازی که توی اتاقک نشسته بود کتاب را دستم دید. مثل برق از جا پرید. تفنگش را بالا آورد. گفت بیا ببینم. چه کتابی میخوانی؟ تهدیدش جدی … بیشتر بخوانید “لعنتی من فردا از ناکس میروم!” »
مارجوری بولیون ▪️ ترجمهی رضا شیرمرز ▪️ طرح داستانی یک تراژدی مهمتر از طرح داستانی یک کمدی است. از این نظر که تغییرات و تحولات سرنوشت در شخصیتهای مختلف بزرگتر و اجتنابناپذیرترند. تا همین اواخر تقریبن تمام تراژدیها با مرگ یک یا چند شخصیت اصلی نمایشنامه تمام میشد. مثلن تمام تراژدیهای شکسپیر. شاید مرگ برای … بیشتر بخوانید “طرح داستانی در تراژدی و کمدی” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ در افسانههای ژاپنی اشباح به شکل زنان سرگردان پیدا میشوند. آنها در کورهراهها و جنگلهای تاریک سر راه مردان جوان یا ساموراییهای تنها سبز میشوند و با وعدههای شهوانی آنها را میفریبند. البته چندان نیازی هم به فریفتن ندارند چون ساموراییها از سر غرور زنها را دارایی خود میدانند بهخصوص اگر … بیشتر بخوانید “کوایدان، کورونکو” »
محسن توحیدیان ▪️ مالیخولیای مقاومت در هر اقتباسی به چیزی دیگر بدل میشود. این کتاب، و فیلم هارمونیهای ورکمایستر ساختهی بلا تار، هردو سازههایی دیگرگون از وحشت مرموز فروپاشی ساختارهای سیاسیاند. بلا تار آخرزمان جاری در کتاب کراسناهورکایی را که هجوم کند و پیوستهی کلمات گریزان از بند جملههاست، با حملهی خونسردانهی مردم به سازههای … بیشتر بخوانید “مالیخولیای مقاومت” »
