محسن توحیدیان ▪️ از فقدان به کوچه میرفتم و میخواستم که بشنوم چه کسی در زیر باران، هنگامی که من در تب میسوختهام، از کوچه عبور کرده است؟ سارهای مرده را از کتابهایی که دوست داشتم کنار میزدم. آنها را روی میز میگذاشتم. به آنها کلمات تسکین، قضا و حسرت میدادم. کسی میز را مجروح … بیشتر بخوانید “خونِ ابد” »
برچسب: هنری
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ جریان سادهنویسی در شعر زمانهی ما از همان آغاز تنها یک رسالت داشت و آن سادهکردن صورت مسئله برای ذهنهای سادهانگار و سطحینگر بود. جریانی است مناسب روزگاری که در آن تهیمغزی یک برند پرطرفدار و ابتذال خوراک روزانهی آدمهای کوچه و بازار است. سادهنویسی هرکسی را به تکاپو انداخت تا … بیشتر بخوانید “سادهنویسی” »
محسن توحیدیان ▪️ • الیوت «دشت سترون» را با قطعهای از کتاب «سایتریکن» نوشتهی «گایوس پترونیوس» آغاز میکند. قطعهای کوتاه که به «سیبیل اهل کومی» اشاره دارد. آنکه از خدا عمر جاودان خواست اما از یاد برد که از او جوانی ابدی هم بخواهد. چنان که تقدیر همیشه نقصی را در ساز و کارهای زندگی … بیشتر بخوانید “دشت سترون” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ «باید قبول کرد که ما در یک شهر کارگری زندگی میکردیم. هر کارخانه ده طبقه داشت و دیوارها پر از شیشه بود. عصر که کارگرها میرفتند، اسکلت عظیم ماشینهای ریسندگی و بافندگی، چوببری و چینیسازی از پشت شیشهها پیدا میشد و نور سرخ و تپندهی آفتاب روی آنها میتابید. من نفسم … بیشتر بخوانید “نگاهی به داستان عصر قربانی غزاله علیزاده” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️«اینور بین ما، یعنی توی مردم ولوله بود، آنور وسط کوچه زنه داشت برای خودش یواشیواش زبان میزد به نمک. بعد سرش را بلند کرد. انگار یکهو چیزی یادش آمده باشد. با چشمهاش بین جمعیت گشت. نمیدانم دنبال چی میگشت. بعد با سر اشاره کرد که بیا! گفتم من؟ گفت بیا! یکی … بیشتر بخوانید “نگاهی به داستان برج کورش اسدی” »
