محسن توحیدیان ▪️ «بگیرید روبهان کوچکی را که تاکستانهای ما ویران میکنند.» (سلیمان) روباه کوچک تمثیلی است از کسانی که به گرد ثروتمندان میگردند تا از دارایی آنها توشه بردارند؛ رجینا و برادرانش که بر دارایی هارس چشم دارند، روباههای کوچکی هستند که میخواهند در نهایت مهربانی و دوستی، اندوختههای هارس را بالا بکشند. روبهان … بیشتر بخوانید “روبهان کوچک” »
برچسب: محسن توحیدیان
به فارسی محسن توحیدیان ▪️ سخن جامعه پورِ داوود كه در اورشلیم پادشاه بود: پوچ در پوچ، جامعه چنین میگوید؛ پوچ در پوچ، همهچیـز بیهوده است. آدمی را چه بهره از رنجی كه بهزیر آسمان میبرد؟ کسانی میروند و کسانی میآیند و زمین تا همیشه بر جای میماند. آفتـاب بر میآید و آفتاب فرو میافتد … بیشتر بخوانید “پوچ در پوچ” »
چکاوک صبحانه سنگی که میشکند چکاوکِ صبحانه است زیر دندان سرود میخواند و پیرمردان در باغ مجاور سر تکان میدهند این همان روز دیگر است بهدور از اسبها به دور از شمعدانیها که در فاصلههای بین ستارهای رستن و بازشدنِ گلهاشان را نمیبینیم من و دژخیمی که در پیراهن است بر پیشانی … بیشتر بخوانید “دو شعر از محسن توحیدیان” »
محسن توحیدیان ▪️ اگر به امامزاده طاهر بروید، او را میبینید. او خودش شما را پیدا میکند. وقتی ببیند بین گورها پرسه میزنید، خودش را میرساند. میپرسد «دنبال حسن گلنراقی میگردید؟» با همین یک سوال، او راهنمای شما در خوابگاه مردگان میشود. اسمش محمدرضا است. بیشتر از بیست سال ندارد و همیشه هم آنجاست. وقتی … بیشتر بخوانید “هادس در امامزاده طاهر” »
محسن توحیدیان ▪️ • در روستایی دورافتاده در لاتزیو ایتالیا، پیش از شام زنها گرد نشستهاند و جوری که مردها نشنوند با هم حرف میزنند. یکی از آنها میگوید: «موسولینی را گرفتهاند.» «بیچاره او هم آدم است.» «میگویند خیلی آتشی بوده.» «آره. زنها را شلاق میزده.» «من نمیفهمم چجور میشود با کسی که آدم را … بیشتر بخوانید “دو زن ساختهی ویتوریو د سیکا” »
