محسن توحیدیان ▪️ صفتها لجبازترین کلماتی هستند که میشناسم. آنها به هرچیزی رنگ و بو و مزه میدهند. آمبیانس میسازند و مرا وادار به داوری میکنند. از آنها میگریزم. از کسرهی مضطربی که آنها را آغاز میکند. از سکوتی که نازل میکنند. از گردبادهای حضورشان. وقتی به کلمهای متصل میشوند، من ذرهای از خودم را … بیشتر بخوانید “صفتها” »
محسن توحیدیان ▪️ □ نوسفراتو شاهکار مورنائو در فضای وحشت سراسری، طاعون و مرگ گروهی میگذرد. خونآشام ترسناک و هولانگیزی که سایهاش بر دیوار میتواند خون را در رگها برگرداند، تنها همین یکبار در سینما پیدا شد و این پیدایی بهخاطر زهدان باروری به نام اکسپرسیونیسم بود. پس از آن هر اقتباسی از رمان برام … بیشتر بخوانید “نوسفراتو” »
محسن توحیدیان ▪️ ▫️ در پایان چنین گفت زرتشت فصلی هست به نام «شادی» که میتوان آن را «جشن خر» یا «خر-خدابازی» هم نامید؛ زرتشت در غار خود مهمانان محترمی دارد؛ آواره و سایهاش، پاپ، دو پادشاه، زشتترین انسان، خر و کسان دیگر. در نبود زرتشت، مهمانان به پرستش خر سرگرم میشوند و او را … بیشتر بخوانید “ماما، جشن خر” »
محسن توحیدیان▪️ ▪️ «خانواده» مکان اصلی رویدادها در داستانهای امریکای لاتین است. درامها در نسبتهای خویشاوندی، انکار یا افشای آنها شکل میگیرند. در این داستانها خونی که از رگها بر خاک میریزد، خون خویشاوندی است. خونی که با رد زُخم و سیاهش بین آدمها ترَک و فاصله میاندازد و برای آنها پشیمانی و حسرت بیپایان … بیشتر بخوانید “دربارهی داستان امریکای لاتین” »
محسن توحیدیان ▪️ جریان دادگاهی و اعدام نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور رومانی همانقدر طول کشید که اجرای یک نمایش تکپردهای روی صحنه. میزانسن، شخصیتها، اتفاقات و فرجام آن نیز تفاوتی با یک نمایش ابزورد نداشت. همهچیز به صورتی کاملن نمایشی برگزار شد با این تفاوت که در پایان نمایش، واقعن چائوشسکو و همسرش النا را تیرباران … بیشتر بخوانید “نمایشی تکپردهای” »


