کاترین منسفیلد ▪️ ترجمهی محمد موسوی ▪️ آقای وودیفیلد پیر فریاد زد «اینجا خیلی راحتی»، و از گوشهی صندلی راحتی چرم سبز بغل میز ریاست رفیقش مثل کودکی که از گوشهی کالسکهاش به بیرون نگاه کند، دقیق شد. حرفهایش تمام شده بود؛ وقتش بود که رفع زحمت کند. ولی نمیخواست برود. از وقتی که بازنشسته … بیشتر بخوانید “مگس” »
دسته: ترجمه
ترجمه, داستان
ترجمه
ترجمهی محسن توحیدیان ▪️ دو خورشید دو خورشید خاموش میشوند، خدایا امان بده! یکی در آسمان و دیگری در سینهام چگونه میتوانند آرامام کنند؟ هنگامی که دیوانهوارم سوزاندند؟ هر دو سرد میشوند و دیگر چشمها را نمیزنند! و آنکه گرمتر است، پیشتر میمیرد. ۶ اکتبر ۱۹۱۵ روان فریبات نمیدهم، در خانهام خدمتکار نیستم، شرابی … بیشتر بخوانید “هشت شعر از مارینا تسوتایوا” »
ترجمه
بهفارسیِ محسن توحیدیان ▪️ پس آدم به حوا همسر خویش بیامیخت و او بار برداشت. هنگامی که قابیل را بزاد، گفت: «به یاری خدا مردی بهدست آوردم!» و روزگاری دیگر، برادر او را بزاد و او را نام، هابیل نهاد. پسران بالیدند؛ هابیل شبان شد و قابیل زمین میکاشت. به موسم خرمن، قابیل از کشت … بیشتر بخوانید “قابیل و هابیل” »
