محسن توحیدیان ▪️ □ وقتی اولین و آخرین فیلمم را ساختم، هفدهساله بودم. فیلم کوتاهی بود در دو اپیزود و بازیگرش را از صف نانوایی برداشته بودم. مثل کارگردانهای بزرگ و مشهور که یکی را میبینند و خاکسارانه به او پیشنهاد میدهند. از قیافه و عینک پسرک خوشم آمد. زبل بود و هرکس را میدید … بیشتر بخوانید “آخرین فیلم” »
برچسب: هنر
محسن توحیدیان ▪️ • از مشخصات عصر ما یکی «لودگی» است. در این زمانه سخت بتوان آدمی جدی پیدا کرد. معیارهای کلاسیک جذابیت و قیافههای آرام و درخشان، پیشانیهای تابناک از میان رفتهاند. زمانی دور به روزگار جدیت و تصمیم، تنها مسخرهگان و بازیگران و دلقکان چنین بودند. امروز هرکسی برای آنکه مشعشع باشد، مسخره … بیشتر بخوانید “لودگی” »
ترجمهی محسن توحیدیان ▪️ دو خورشید دو خورشید خاموش میشوند، خدایا امان بده! یکی در آسمان و دیگری در سینهام چگونه میتوانند آرامام کنند؟ هنگامی که دیوانهوارم سوزاندند؟ هر دو سرد میشوند و دیگر چشمها را نمیزنند! و آنکه گرمتر است، پیشتر میمیرد. ۶ اکتبر ۱۹۱۵ روان فریبات نمیدهم، در خانهام خدمتکار نیستم، شرابی … بیشتر بخوانید “هشت شعر از مارینا تسوتایوا” »
محسن توحیدیان ▪️ نگاهی به فیلم پترسون ساختهی جیم جارموش بههمراه ترجمهی شعرهایی از ران پجت پترسون فیلمی است که میتوان آن را کمینهای از جهان شاعرانه دانست. جهانی که بر الهام و تجربه بنا شده است و اگرچه در جریان زندگی روزمره شکل میگیرد، پا را از حوزۀ ملموسات عینی فراتر گذاشته و به … بیشتر بخوانید “پترسون، الهام شاعرانه” »
بهفارسیِ محسن توحیدیان ▪️ پس آدم به حوا همسر خویش بیامیخت و او بار برداشت. هنگامی که قابیل را بزاد، گفت: «به یاری خدا مردی بهدست آوردم!» و روزگاری دیگر، برادر او را بزاد و او را نام، هابیل نهاد. پسران بالیدند؛ هابیل شبان شد و قابیل زمین میکاشت. به موسم خرمن، قابیل از کشت … بیشتر بخوانید “قابیل و هابیل” »
