محسن توحیدیان ▪️ برتانف ظلالسلطنه رضوانالله تعالی علیه رقعه نویسد به حکیمالدوله، نایب الحکما و به آب دهان بر آن مهر گذارد و هرکه را آن حرز و آن مکتوب به گردن و ران و بازو باشد از کوفت و مرض و هر آنچه میکند در امان بماند. به قوت و اسم اولیاءالله و به … بیشتر بخوانید “برتانف و کووید” »
برچسب: ادبیات
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ آنکه میمیرد، همیشه دیگری است، چرا که تاریخ ممات را زندهگان مینویسند. ای صف در صف ایستاده چه میشناسمت! ای بیشماران! ای عم بیقرار، ای عمه، ای برادر که چهرهای میجویی. که دستی و سینهای میجویی تا بر تو ببخشایند. ای بیشمار دهانها که آنان خاک بر بادتان میخوانند و من … بیشتر بخوانید “آنکه میمیرد” »
محسن توحیدیان ▪️ نگاهی به رمان تانگوی شیطان نوشتهی لسلو کراسناهورکایی سرگردان در دایرهای بیآغاز، بیانجام. گرفتار دهکدهای که دیوارهایش را از ملال بالا آوردهاند. پا در راه، راهی بعید که به نقطهی آغاز میرسد. آنکه با شیطان تانگو میرقصد هیچ نمیداند که گامهای نرم و هنرمندانهی شیطان که بهظرافتِ بزرگترین رقصندهها بر زمین میگذارد، … بیشتر بخوانید “شیطان، تانگوی ملال” »
محسن توحیدیان ▪️ کسی گفته است: «شعر فارسی بعد از شاملو مُرد و تمام شد!» این کلامی خام و نگاهی مبتذل به ادبیات است. هر سینهچاک و مریدی، مراد خودش را به آسمان میرساند. رفتار چاکرمآبانه همیشه آلوده به تعصب است. در نظر یک چاکر خودباخته، انسانهای جریانساز و جذاب، بتوارهها و خدایانی هستند که … بیشتر بخوانید “چاکرمآبی در ادبیات” »
محسن توحیدیان ▪️ رمان «سه نفر در برف» نوشتهی اریش کستنر نویسندهی آلمانی ترجمهی عجیبی دارد. سروش حبیبی در پایان داستان به قالب نویسنده در میآید و با جملههایی شاعرانه و از اساس بیربط به متن داستان، کتاب را به پایان میبرد. به این هم راضی نمیشود و با نوشتن شعری از فریدون مشیری برای … بیشتر بخوانید “سه نفر در برف” »
