محسن توحیدیان ▪️ □ نوسفراتو شاهکار مورنائو در فضای وحشت سراسری، طاعون و مرگ گروهی میگذرد. خونآشام ترسناک و هولانگیزی که سایهاش بر دیوار میتواند خون را در رگها برگرداند، تنها همین یکبار در سینما پیدا شد و این پیدایی بهخاطر زهدان باروری به نام اکسپرسیونیسم بود. پس از آن هر اقتباسی از رمان برام … بیشتر بخوانید “نوسفراتو” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ ▫️ در پایان چنین گفت زرتشت فصلی هست به نام «شادی» که میتوان آن را «جشن خر» یا «خر-خدابازی» هم نامید؛ زرتشت در غار خود مهمانان محترمی دارد؛ آواره و سایهاش، پاپ، دو پادشاه، زشتترین انسان، خر و کسان دیگر. در نبود زرتشت، مهمانان به پرستش خر سرگرم میشوند و او را … بیشتر بخوانید “ماما، جشن خر” »
محسن توحیدیان ▪️ جریان دادگاهی و اعدام نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور رومانی همانقدر طول کشید که اجرای یک نمایش تکپردهای روی صحنه. میزانسن، شخصیتها، اتفاقات و فرجام آن نیز تفاوتی با یک نمایش ابزورد نداشت. همهچیز به صورتی کاملن نمایشی برگزار شد با این تفاوت که در پایان نمایش، واقعن چائوشسکو و همسرش النا را تیرباران … بیشتر بخوانید “نمایشی تکپردهای” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ در نوجوانی یکی از نخستین شعرهایی که دنیای مرا دگرگون کرد، شعر «شب برفی در کنار جنگل» رابرت فراست بود. آن شعر خندقی بود که زمانه بر سر راهم کشیده بود. شعری ساده، مخوف و تکاندهنده که میتواند هرکسی را تا همیشه به ابهاماتش دچار کند؛ مردی تنها در ظلمانیترین غروب … بیشتر بخوانید “شب برفی در کنار جنگل” »
محسن توحیدیان ▪️ • «آنتونیو اورتگا اسکالونا» اهل مالاگا که به خاطر پدربزرگش که انجیرفروشی دورهگرد بود، به او «خوان برهوا» میگفتند، در کنار خوانندگان بزرگ دیگری چون «آنتونیو کاخون» و «کامرون» از اسطورههای آواز فلامنکو است. لورکا در توصیف او که در اواخر عمر بیناییاش را از دست داده بود میگوید که او نیز … بیشتر بخوانید “خوان برهوا، خواندن در نابینایی” »
