محسن توحیدیان ▪️ □ شرلی، فیلمِ گوستاو دواِش بازنمایی ۱۳ نقاشی از ادوارد هاپر است. فیلم، به تابلوهای هاپر جان بخشیده و با آنها داستان زنی را روایت میکند که میخواهد در تعامل سیاسی-اجتماعی خود به تعیین روند تاریخ یاری رساند. فیلم میگذارد تا ما با اندیشهها، احساسات و تاملات او، برشی از تاریخ امریکا … بیشتر بخوانید “شرلی” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ □ چه میلرزیدی پسر. چه دندانهای لرزانی داشتی ای پیک مطبخ شهرک دانشگاه. شامی را که آوردی، آن کوفت را چند ساعتی در آشپزخانه رها کردم. در را بستم و رفتی اما چشمهایت، آن چشمهای بیمار و آن نفسهای بریده، آن کفشهای خیس یخزده در نظرم ماند. چه میلرزیدی ای پیک بیمار … بیشتر بخوانید “چه میلرزیدی” »
محسن توحیدیان ▪️ □ سارق ادبی، موشی است که ادبیات میفهمد. درک او از ادبیات آنقدر نیرومند است که بوی کلمات تپنده را از زیر خروارها زباله بشنود. نویسنده هرقدر بیدست و پا، مثل آبخوردن میفهمد که جیبش را زدهاند. مال دزدی را با یک نگاه میشناسد و از اینکه کشتزارش را لگدمال کردهاند، خشمگین … بیشتر بخوانید “سارق ادبی” »
محسن توحیدیان ▪️ □ وقتی اولین و آخرین فیلمم را ساختم، هفدهساله بودم. فیلم کوتاهی بود در دو اپیزود و بازیگرش را از صف نانوایی برداشته بودم. مثل کارگردانهای بزرگ و مشهور که یکی را میبینند و خاکسارانه به او پیشنهاد میدهند. از قیافه و عینک پسرک خوشم آمد. زبل بود و هرکس را میدید … بیشتر بخوانید “آخرین فیلم” »
محسن توحیدیان ▪️ □ این پایانِ آینده است:کشویی که یکوری باز میشود، مثل دهانی که لق میزند، پردهای نیمکشیده، فرمانی که به چپ و راست میچرخد، صندلی فلزی که رو به پنجره ایستاده است، عکسی یادگاری از چند مرد و زن لب دریا که زیر آفتاب ایستادهاند، پرتو زردی که از لابهلای شاخههای درخت افرا … بیشتر بخوانید “گردآوری قطعات مخفی” »
