محسن توحیدیان ▪️ چیزی به تنم نشسته که آن را با خستگی جانکاه مینویسم. مثل تکه گوشتی آویزان از چنگک قصابی، از بالا رو به سقوط. خانهای که میشناختم، حالا یک ذهن متوسط است با پنجرههایی که پشت پرده ایستادهاند و مخفیانه نفس میکشند. شعرهایی که از بر بودم، حالا فرونشستن است. این کلمه را … بیشتر بخوانید “شهوت زبانهای گشوده” »
برچسب: سینما
محسن توحیدیان ▪️ صحنهی تجاوز و قتل در «چشمهی باکره» بهزیر درختان انبوه جنگل و در پرتو آفتاب زیبای بهاری اتفاق میافتد. چوپانان فرومایه با دیدن دوشیزهای زیبا که بر اسبش در کورهراههای جنگلی میراند، برایش دندان تیز میکنند. او را میفریبند و از اسب پایین میآورند. دوشیزه کارین خود مستعد فریفتهشدن است. زیبایی نوجوانی … بیشتر بخوانید “چشمهی باکره” »
محسن توحیدیان ▪️ تابستان با مونیکا؛ برهنه بر سنگهای ساحلی دراز کشیدهاند. بطری در دست، سیگار بر لب. شهر آنسوتر است. در دوردست. پدرها و مادرها، الکلیها، پااندازها، سبزیفروشها و بلورچیها آنجا در محاصرهی زندگی بیمقدارشان جا ماندهاند. هری و مونیکا از آبها گذشتهاند. به سواحل آزاد رسیدهاند. به جزیرهی تازهای بیرون از سرزمین مقررات. … بیشتر بخوانید “تابستان با مونیکا، چهارصد ضربه” »
محسن توحیدیان ▪️ اساس فیلم ماژوسکی، تابلویی است از پیتر بروگل نقاش بزرگ دورهی نوزایی به نام «حرکت گروهی به کالواری». قصههای فیلم از کتاب «میشل فرانسیس گیبسون» به نام «آسیاب و صلیب» وام گرفته شده است. ماژوسکی با دوربینش به درون شاهکار بروگل رفته و به آدمها و مناظر آن جان بخشیده است. نقاشی … بیشتر بخوانید “آسیاب و صلیب” »
محسن توحیدیان ▪️ «عملیات ضد میهنی» یا همان «اقدام علیه امنیت ملی» عنوانی بود که «ماکسیمیلیان روبسپر» با ترویج آن، دورهی وحشت و ترور را پس از پیروزی انقلاب کبیر فرانسه آغاز کرد. دورهی هولناک و خونباری که پایان آن با اعدام خود او به پایان رسید تا عصر «ناپلئون» آغاز شود. روبسپیر درست به … بیشتر بخوانید “دانتون” »
