محسن توحیدیان ▪️ چیزی به تنم نشسته که آن را با خستگی جانکاه مینویسم. مثل تکه گوشتی آویزان از چنگک قصابی، از بالا رو به سقوط. خانهای که میشناختم، حالا یک ذهن متوسط است با پنجرههایی که پشت پرده ایستادهاند و مخفیانه نفس میکشند. شعرهایی که از بر بودم، حالا فرونشستن است. این کلمه را … بیشتر بخوانید “شهوت زبانهای گشوده” »
برچسب: ادبیات
محسن توحیدیان ▪️ هر قرار عاشقانهای تنشستن است در چشمهی انتزاع. در قراری که میگذارند، زمان و مکان را به عنوان دو پایگاهِ بروز میگیرند اما هر دو عنصر در تجرید محض به هم میپیچند. عشق از آن رو لمسناپذیر باقی میماند که در پیوند دو انتزاع اتفاق میافتد. عشاق زمانهایی را برای دیدار نشانه … بیشتر بخوانید “قرار عاشقانه” »
محسن توحیدیان ▪️ امیدوار بودن اگر خصوصیتی وابسته به امکان زیستن دوباره باشد یا زندگی را نوعی زندگی دست دوم و انعکاسی از یک زیستن دور از دست و رازورانه نشان بدهد، میتواند برای هر موجودی زیانبار باشد. ذهن من هم به همان اندازه که ذهن گربه در فاصلههای زمانی مردد میماند، در تشخیص گذشته … بیشتر بخوانید “قطعات دورافتاده” »
محسن توحیدیان ▪️ اساس فیلم ماژوسکی، تابلویی است از پیتر بروگل نقاش بزرگ دورهی نوزایی به نام «حرکت گروهی به کالواری». قصههای فیلم از کتاب «میشل فرانسیس گیبسون» به نام «آسیاب و صلیب» وام گرفته شده است. ماژوسکی با دوربینش به درون شاهکار بروگل رفته و به آدمها و مناظر آن جان بخشیده است. نقاشی … بیشتر بخوانید “آسیاب و صلیب” »
محسن توحیدیان ▪️ «عملیات ضد میهنی» یا همان «اقدام علیه امنیت ملی» عنوانی بود که «ماکسیمیلیان روبسپر» با ترویج آن، دورهی وحشت و ترور را پس از پیروزی انقلاب کبیر فرانسه آغاز کرد. دورهی هولناک و خونباری که پایان آن با اعدام خود او به پایان رسید تا عصر «ناپلئون» آغاز شود. روبسپیر درست به … بیشتر بخوانید “دانتون” »
