تام ویتس | ترجمهی محسن توحیدیان ▪️ هنگامی که یک پسربچه بودم ماه مروارید بود و خورشید یک تکه طلای زرد هنگامی که یک مرد بودم باد سرد میوزید و تپهها وارونه بودند اما اکنون که رفتهام دیگر جایی نیست که مرا بازگرداند به دنیای خوب قدیمی در پایان اکتبر بهسوی خانه پرواز میکنم … بیشتر بخوانید “بازگشت به دنیای خوب قدیمی” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ مرا برادری بودکه دل به توفان سپردو من ایستادمتا استخوانهایشدر پیچاپیچ توفان در هم شکند مرا سگی بودبا پیشانی و گوشهایی از رنجو من ایستادمتا در رانها و چشمهای سادهاشسوزن فرو کنند مرا سایهای بودسرگردانِ جنگلِ تاریکو من ایستادمتا لولهی تفنگی رسمی رابر پیشانیاش بگذارند گلوله چگونه میتواندگلی بپروراندو اسید چگونه میتواند … بیشتر بخوانید “من ایستادم” »
محسن توحیدیان ▪️ □ مارتین سلیگمن، روانشناس امریکایی نظریهای دارد که به «درماندگی آموختهشده» مشهور است. او چند سگ را در قفسی گذاشت که نمیتوانستند از آن بگریزند و جریان برق را از قفس عبور داد. سگها با شروع جریان برق تلاش کردند از قفس بگریزند و بینتیجه دست و پا زدند. سلیگمن گروه دیگری … بیشتر بخوانید “درماندگی آموختهشده” »
محسن توحیدیان ▪️ کسی را بهخواب دیدم که او پانزده سال پیش در رود سیمره غرق شد. آنوقتها پسرکی چهاردهساله بود با موهای تیره و چشمهای روشن. خیلی دنبالش گشتند. حتا سراغ او را از ماهیهای اعماق رودخانه هم گرفتند اما غواصهای تیم تجسس دست از پا درازتر برگشتند. وقتی از آب بیرون آمدند و … بیشتر بخوانید “در سیمره غرق شد” »
محسن توحیدیان ▪️ دربارهی کتاب آخرین شاهدان نوشتهی سوتلا آلکسیویچ بهترجمهی مهناز خواجوند خاطرات جنگ را فرماندهان بازگو میکنند. آنها همانجور که با افتخار زیر برق یکریز مدالها و نشانهای نظامی در مبلهای راحت و گرانقیمت لمیدهاند از رشادتها، دستاوردها، نقشهها و فریبهای زیرکانهشان در جنگ میگویند و روزنامهنگاران و عکاسان شرح دلاوریهای آنان را … بیشتر بخوانید “با آخرین شاهدان” »
