محسن توحیدیان ▪️ همینگوی میخوانم. این تربیتی است که از نوجوانی برداشتهام. همینگوی مغرور و زیبا با درخششی فلزی. و درست وقتی او، جوان بیست و پنجسالهی سودایی به ارنست والش میگوید؛ «نویسندهای مثل داستایفسکی نمیشناسم که تا این اندازه بد بنویسد اما آدم را تا اعماق تکان بدهد»، از شبح آدمهای بههمچپیده میفهمم که … بیشتر بخوانید “این قطار به غرب میرود” »
برچسب: محسن توحیدیان
شاعر و فیلمنامهنویس بزرگ فرانسوی، ژاک پرهور هرگز خودش را شاعر یا فیلمنامهنویس معرفی نکرد. او خودش را صنعتگری میدانست که کارش سرگرمکردن مخاطب است. پرهور فیلمنامههای زیادی نوشت اما شهرت او بیشتر بهخاطر شاهکار «جنایت آقای لانژ» ساختهی ژان رنوار و سه شاهکار «بچههای بهشت»، «روز میدمد» و «بندر مهآلود» ساختهی مارسل کارنه است. پرهور درست پس از آغاز قرن بیستم در۴ فوریهی ۱۹۰۰ بهدنیا آمد و کم و بیش تا پایان آن زندگی کرد. او در طول ۷۷سال زندگیاش به شخصیتی اصلی در چندین جنبش هنری فرانسوی بدل شد: نخست در سوررئالیسم. با کسانی چون مارسل دوشان دوست شد و با پیشگامان آن مکتب همکاری کرد. پس از آن در سینما، نوشتن فیلمنامه برای کارگردانان بزرگ فرانسوی چون ژان رنوار و مارسل کارنه را آغاز کرد و دست آخر در موسیقی عامهپسند فرانسه، بسیاری از شعرهای او را خوانندگانی چون ایو مونتان و سرژ گینزبورگ اجرا کردند.
محسن توحیدیان ▪️ مالیخولیای مقاومت در هر اقتباسی به چیزی دیگر بدل میشود. این کتاب، و فیلم هارمونیهای ورکمایستر ساختهی بلا تار، هردو سازههایی دیگرگون از وحشت مرموز فروپاشی ساختارهای سیاسیاند. بلا تار آخرزمان جاری در کتاب کراسناهورکایی را که هجوم کند و پیوستهی کلمات گریزان از بند جملههاست، با حملهی خونسردانهی مردم به سازههای … بیشتر بخوانید “مالیخولیای مقاومت” »
علی شادکام ▪️ (دربارهی کتاب نام آن گلها عدم بود) ▪️ هفت داستان کوتاه از محسن توحیدیان. داستانها در محوریت معنایی پیوستگی دارند، مرگ یا به تعبیر مولف: «غیاب»، اما هرکدام از داستانها در عین استقلالی که دارند، تفاوتهایی هم دارند. همانقدر که شباهتهایی، بیآنکه همدیگر را تکرار کنند. نثر پخته و متشخصی که در … بیشتر بخوانید “جدال میان دانستن و تعلیق” »
محسن توحیدیان ▪️ خواب میبینم که در چمنزاری سبز کنار رودخانه نشستهام و به شعری گوش میدهم که از زیر بستر رود بالا میآید. صدا با سکوت سنگریزهها میآمیزد و نشانی از شور دریاها و حباب دهان ماهیها دارد. میگویند آنجا شاعری خفته است و گمان میبرم که او شهید بلخی است. کسی آنسوی رود … بیشتر بخوانید “زیر شعاع اردیبهشت” »
