محسن توحیدیان ▪️ • احسان خودش را از بلندی سیلویی در شاهرود پایین انداخت. لیلا و مرضیه و زینب خودشان را آتش زدند، علی خودش را دار زد، محمد خودش را در آب انداخت، آنیکی گلولهای در جمجمهاش گذاشت. یکی دیگر شیر گاز را باز کرد و دراز کشید. بچههای انقلاب پنجاه و هفت، گردن … بیشتر بخوانید “آینهای برای نسل ویران” »
دسته: سینما
محسن توحیدیان ▪️ نگاهی به راننده تاکسی کاراکتری که راننده تاکسی اسکورسیزی ترسیم میکند، قهرمانی پیشامدرن است که هنوز عادات قهرمانی، میل به عرض وجود و تغییر جهان را از قراردادهای کلاسیک خود به همراه دارد اما چون در جامعهای ناهموار و پر از هرج و مرج ظهور کرده است، هم سرگردانی میکشد و هم … بیشتر بخوانید “تراویس از کجا میآید؟” »
محسن توحیدیان ▪️ بدنم به سینمای آنجلوپولوس واکنش نشان میدهد. این را زمانی فهمیدم که دیدم دستهایم بهاختیار نیست و در زمینهی میزانسنهای غریب او و موسیقی رازآلود فیلمهایش به پرواز در میآیند. شخصیتهای او وقتی پا از خانه بیرون میگذارند، کجا میروند؟ به جهانی نیمهایمن و اندوهزده که دیوارها و تقدیرش را با آجرهای … بیشتر بخوانید “تئو آنجلوپولوس” »
محسن توحیدیان ▪️ «بگیرید روبهان کوچکی را که تاکستانهای ما ویران میکنند.» (سلیمان) روباه کوچک تمثیلی است از کسانی که به گرد ثروتمندان میگردند تا از دارایی آنها توشه بردارند؛ رجینا و برادرانش که بر دارایی هارس چشم دارند، روباههای کوچکی هستند که میخواهند در نهایت مهربانی و دوستی، اندوختههای هارس را بالا بکشند. روبهان … بیشتر بخوانید “روبهان کوچک” »
محسن توحیدیان ▪️ • در روستایی دورافتاده در لاتزیو ایتالیا، پیش از شام زنها گرد نشستهاند و جوری که مردها نشنوند با هم حرف میزنند. یکی از آنها میگوید: «موسولینی را گرفتهاند.» «بیچاره او هم آدم است.» «میگویند خیلی آتشی بوده.» «آره. زنها را شلاق میزده.» «من نمیفهمم چجور میشود با کسی که آدم را … بیشتر بخوانید “دو زن ساختهی ویتوریو د سیکا” »
