محسن توحیدیان ▪️ موریس والش و یکی دیگر در میخانهای بحث میکردند که همینگوی بهتر است یا فاکنر؟ جک همینگوی، پسر ارنست همینگوی که بسیار به پدرش شباهت میبرد اما تندمزاجیها و اخلاق گه او را نداشت به آنها نزدیک شد و گفت من نویسندهای را میشناسم که از همینگوی و فاکنر بهتر است. او … بیشتر بخوانید “جک عجب جانوری بود” »
دسته: یادداشت
محسن توحیدیان ▪️ آرایشگرِ سلمانیِ سناتور رای قطعی داد که موهایم نمیریزد. حتا گفت این را روی برگه مینویسد و انگشت هم میزند. من نمیخواستم چنین کاری بکند. فقط از او پرسیدم: «جدی؟» و این گویا لکهای روی غرور او گذاشت. نه چندان عصبانی اما با اخمی که پنهانش میکرد گفت: «مویی که سفید بشود … بیشتر بخوانید “سلمانیِ سناتور” »
محسن توحیدیان ▪️ • پیکتورئالیسم جنبشی بود که میخواست به مردم بقبولاند که عکاسی نه صنعت که یک هنر نوظهور است. در میانهی قرن نوزدهم عکاسانی پیدا شدند که تحت تاثیر مقالهای از «هنری امرسون» که به وجوه اشتراک بین نقاشی و عکاسی پرداخته بود در فضا، رنگ، ترکیب و تونالیتهی عکسها دست بردند غافل … بیشتر بخوانید “پیکتورئالیسم” »
محسن توحیدیان ▪️ • عکاس مجلهی «زندگی»، «آلفرد ایزنشتات» در سال ۱۹۳۳ در جریان همایشی در جنوا، عکسهایی از «گوبلز»، وزیر پروپاگاندای حزب نازی گرفت. عکس سمت چپ مربوط به نخستین برخوردهای گوبلز با ایزنشتات است. لحظاتی که گوبلز هنوز نتوانسته است بوی خون یهودی را در رگهای ایزنشتات بشنود و از اینکه یک خبرنگار … بیشتر بخوانید “گوبلز و ایزنشتات” »
محسن توحیدیان ▪️ □ دیدهام که جایی بر مزار دو روسپی گل سرخی روئیده است. در گورستانی که پشت و پهلو به دشتها و مزارع زرد دارد، در آبادی سرگردانی میان سنقر، اسدآباد و کنگاور، بر کوهپایهای دو خواهر را در حصاری فلزی در خاک کردهاند و بر مزار آنها گل سرخی پیدا شده است. … بیشتر بخوانید “رُستنیها” »
