محسن توحیدیان ▪️ • الیوت «دشت سترون» را با قطعهای از کتاب «سایتریکن» نوشتهی «گایوس پترونیوس» آغاز میکند. قطعهای کوتاه که به «سیبیل اهل کومی» اشاره دارد. آنکه از خدا عمر جاودان خواست اما از یاد برد که از او جوانی ابدی هم بخواهد. چنان که تقدیر همیشه نقصی را در ساز و کارهای زندگی … بیشتر بخوانید “دشت سترون” »
نویسنده: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ «باید قبول کرد که ما در یک شهر کارگری زندگی میکردیم. هر کارخانه ده طبقه داشت و دیوارها پر از شیشه بود. عصر که کارگرها میرفتند، اسکلت عظیم ماشینهای ریسندگی و بافندگی، چوببری و چینیسازی از پشت شیشهها پیدا میشد و نور سرخ و تپندهی آفتاب روی آنها میتابید. من نفسم … بیشتر بخوانید “نگاهی به داستان عصر قربانی غزاله علیزاده” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️«اینور بین ما، یعنی توی مردم ولوله بود، آنور وسط کوچه زنه داشت برای خودش یواشیواش زبان میزد به نمک. بعد سرش را بلند کرد. انگار یکهو چیزی یادش آمده باشد. با چشمهاش بین جمعیت گشت. نمیدانم دنبال چی میگشت. بعد با سر اشاره کرد که بیا! گفتم من؟ گفت بیا! یکی … بیشتر بخوانید “نگاهی به داستان برج کورش اسدی” »
محسن توحیدیان ▪️ دربارهی سمبات درکیورقیان و آبرنگهایش ▪️ در یکی از اپیزودهای فیلم رویاها از آخرین ساختههای کوروساوا، نقاشی آماتور که به تماشای گالری آثار ونگوگ رفته است، هنگامی که تابلوی «پل لانگلیوس» یا «رختشورها» را میبیند ناخواسته پا به درون تابلو میگذارد. با ورود او یا کمی پیشتر از آن، نقاشی جان میگیرد؛ … بیشتر بخوانید “در آبیهای رنگ” »
محسن توحیدیان ▪️ به گمانم تقرب به مرگ، جلال و ابهتی به چهرهی آدمیزاد میدهد که میتوان نظیر آن را تنها در موزهها و در طبیعت پیدا کرد. تندیسها و سنگوارهها، هر سنگی که بر ستیغ کوهی در انتظار پیدا شدن است و حالتی که یخچالهای طبیعی و دهانهی آتشفشانها دارند، آن ژست قاطع و … بیشتر بخوانید “تقرب به مرگ” »
