تد سنت ▪️ ترجمهی حسین عبدیزاده و عطیه سالارمنش ▪️ در وسترن این گروه خشن، از سکانسهای ابتدایی که در آن گروهی از کودکان خوش و خندان، حملهی مورچههای قرمز به یک عقرب را تماشا میکنند تا تیراندازی و خون و خونریزی در محلهی مکزیکی، فیلم هیچ مجالی به بیننده نمیدهد. اگرچه فیلمبرداری لوسین بالارد … بیشتر بخوانید “وقتی با یک مرد سواری میکنی” »
نویسنده: محسن توحیدیان
نادر ابراهیمی ▪️ (عاشقی با یک دوربین هشت میلیمتری و چهار دقیقه فیلم) ما -دوستان خیلی قدیمی بهرام بیضایی- همیشه و در طول همهی سالهایی که دست او به سینما نمیرسید و یا امکانات سینمای ما به خواستهها و نظرات او تطبیق نمیکرد، این اعتقاد را حفظ کردیم که بیضایی در کار سینما بدون شک … بیشتر بخوانید “عمو سیبیلو از دیدگاه یک بینندهی عادی” »
محسن توحیدیان ▪️ گنجشک را صبح چه نام میدهد بر میزِ صبحانه به زیر تجیرِ ابر؟ قاشقی میکاود باغچه را به جستنِ کرمِ پشیمانی کاردی به تفاهم میایستد میان من و منارهای که در لیوان چایی غرق میشود منقاری دانه میچیند از سرانگشتان فساد که نشان سکندر و نوشروان است کشندهی دریاها پیامبرِ اسرارِ … بیشتر بخوانید “تجیرِ ابر” »
محسن توحیدیان ▪️ (برای سعید اسکندری) ما بر اثر تو درگذشتهایم و از این است که مرگمان نیست آه ای که دیدهای ماهیان پرنده را در آبهای وهمِ باروک که بر چشمان فلیباس میدمیدهاند ای که جویدهای تو نیز به دندان گس گل عمر اسفندیار را آه ای که به نام میشناسمت اما هنگام که … بیشتر بخوانید “بر اثر تو” »
محسن توحیدیان ▪️ روزی نمانده تا تسلیمِ باطل کنم اشکی نمانده تا بیفشانم بر بادهای تجرید از جیب که افتاده این مغاک در دلم؟ مگر پرندگان تاریکی دانستهاند که راه به مبهوت کشیدهام؟ مگر آنکه بر دروازهی تسلیم شیهه میکشد چهارشنبه نیست؟ ای تنومند ای رقتانگیز ای مسلط بر پنجرهها، گلدانها، قیچیها، خاکروبهها ای … بیشتر بخوانید “چهارشنبه” »
