محسن توحیدیان ▪️ دربارهی سمبات درکیورقیان و آبرنگهایش ▪️ در یکی از اپیزودهای فیلم رویاها از آخرین ساختههای کوروساوا، نقاشی آماتور که به تماشای گالری آثار ونگوگ رفته است، هنگامی که تابلوی «پل لانگلیوس» یا «رختشورها» را میبیند ناخواسته پا به درون تابلو میگذارد. با ورود او یا کمی پیشتر از آن، نقاشی جان میگیرد؛ … بیشتر بخوانید “در آبیهای رنگ” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ به گمانم تقرب به مرگ، جلال و ابهتی به چهرهی آدمیزاد میدهد که میتوان نظیر آن را تنها در موزهها و در طبیعت پیدا کرد. تندیسها و سنگوارهها، هر سنگی که بر ستیغ کوهی در انتظار پیدا شدن است و حالتی که یخچالهای طبیعی و دهانهی آتشفشانها دارند، آن ژست قاطع و … بیشتر بخوانید “تقرب به مرگ” »
محسن توحیدیان ▪️ نگاهی به رمان سال بلو بهترجمهی مجتبی عبداللهنژاد ▪️ هندرسون که در پی خاموشکردن ندای درونیِ «میخواهم میخواهم میخواهم» خود است، بر حسب اتفاق تصمیم میگیرد به افریقا برود. او نمایندهی پریشاناحوال جهان متمدن است که میخواهد به اعماق بدویت، آنجا که توتمها، سایهها و خدایان حکم میرانند سفر کند تا شاید … بیشتر بخوانید “هندرسون شاه باران” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ مگر من که بر هیچ لمیده بودم چه درخشش داشتم که به قلاب صیادیات شکار کردی و در گلدانت نشاندی؟ چرا مرا از عدم به جهان قرصها، ملاها، اسپرمها و کُشندهها آوردی؟ مگر آفتاب عدم چه صورت داشت، مگر کلامِ هیچ چه بدی داشت؟ اکنون من اینجایم تا عنق و دلزده … بیشتر بخوانید “لمیدن بر هیچ” »
محسن توحیدیان ▪️ جریان دادگاهی و اعدام نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور رومانی همانقدر طول کشید که اجرای یک نمایش تکپردهای روی صحنه. میزانسن، شخصیتها، اتفاقات و فرجام آن نیز تفاوتی با یک نمایش ابزورد نداشت. همهچیز به صورتی کاملن نمایشی برگزار شد با این تفاوت که در پایان نمایش، واقعن چائوشسکو و همسرش النا را تیرباران … بیشتر بخوانید “چائوشسکو؛ نمایشی در یک پرده” »
