محسن توحیدیان ▪️ ▪️ مگر من که بر هیچ لمیده بودم چه درخشش داشتم که به قلاب صیادیات شکار کردی و در گلدانت نشاندی؟ چرا مرا از عدم به جهان قرصها، ملاها، اسپرمها و کُشندهها آوردی؟ مگر آفتاب عدم چه صورت داشت، مگر کلامِ هیچ چه بدی داشت؟ اکنون من اینجایم تا عنق و دلزده … بیشتر بخوانید “لمیدن بر هیچ” »
برچسب: شعر
محسن توحیدیان ▪️ کسی گفته است: «شعر فارسی بعد از شاملو مُرد و تمام شد!» این کلامی خام و نگاهی مبتذل به ادبیات است. هر سینهچاک و مریدی، مراد خودش را به آسمان میرساند. رفتار چاکرمآبانه همیشه آلوده به تعصب است. در نظر یک چاکر خودباخته، انسانهای جریانساز و جذاب، بتوارهها و خدایانی هستند که … بیشتر بخوانید “چاکرمآبی در ادبیات” »
محسن توحیدیان ▪️ «عملیات ضد میهنی» یا همان «اقدام علیه امنیت ملی» عنوانی بود که «ماکسیمیلیان روبسپر» با ترویج آن، دورهی وحشت و ترور را پس از پیروزی انقلاب کبیر فرانسه آغاز کرد. دورهی هولناک و خونباری که پایان آن با اعدام خود او به پایان رسید تا عصر «ناپلئون» آغاز شود. روبسپیر درست به … بیشتر بخوانید “دانتون” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ هنر زمان، از ریخت انداختن است. پوست را مچاله میکند. خانه را میسابد. شانه را میاندازد. کلمات را ویران میکند. ناهید و بهرام بر گورستان مردگان نور میپاشند و زمان انگشتهای بسیار بلندش را بر پیشانی مردگان میگذارد. خدایانی که سینهریزهای بلند و ابروان دژم داشتند، در سیلاب بیپایابش دندان میشکنند. … بیشتر بخوانید “هنر زمان” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ نویسندگان خام، از بازنگری در آنچه نوشتهاند طفره میروند. این حقیقتی است که آن را در ساعت چهار و بیست و هفت دقیقه فهمیدم. داشتم رمان نویسندهای بااستعداد را میخواندم و از اینکه توانسته است چنین سازهی باابهتی بسازد، غرق خوشی بودم که ناگهان آن صدای مرموز را شنیدم. صدایی شبیه … بیشتر بخوانید “ایدههای برقآسا” »
