محسن توحیدیان ▪️ روزی نمانده تا تسلیمِ باطل کنم اشکی نمانده تا بیفشانم بر بادهای تجرید از جیب که افتاده این مغاک در دلم؟ مگر پرندگان تاریکی دانستهاند که راه به مبهوت کشیدهام؟ مگر آنکه بر دروازهی تسلیم شیهه میکشد چهارشنبه نیست؟ ای تنومند ای رقتانگیز ای مسلط بر پنجرهها، گلدانها، قیچیها، خاکروبهها ای … بیشتر بخوانید “چهارشنبه” »
دسته: شعر
۱ دیر زمانی چنین بودم ستارهای به دستم از نم رویا خیس حال که میخواهم زندگانی را سایهای باشم غم مردگانم نیست میان ابروها چه چیز میافتد وقتی نگاه از آسمان ملال میگیرد تنها تو باش که فرداها اگر چه بیخورشید با نام تواند. ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ۲ ماه در چشمهسار گندمها چهره میشوید رویاها خیس میگذرند … بیشتر بخوانید “سه شعر از مجید فروتن” »
یانیس ریتسوس ▪️ ترجمهی محمدعلی سپانلو ▪️ مردی واقعن شگرف، با نگاهی دیگرسان و رفتاری دیگرسان در بدنش (به یقین میدانستیم) نه خیالها نه تصویرها بلکه اشیا را بر هم انباشته بود کوهستانهای پوشیده از کاج، تپهای در سه ردیف، درختان زیتون در دامنهاش اسبی سرخ، پلههای کندهشده در دل صخره که راه میبرد بهسوی … بیشتر بخوانید “یک مرد” »
محسن توحیدیان ▪️ • نیمهشب در حال خواندن کتابی هستم و درست در میانهی صفحهی سی و هفت، یکی از کلمات کتاب تکان میخورد و به زحمت خودش را از سفیدی صلب کاغذ وا میکَنَد. بر سطرها و سفیدیهای محاط بین آنها سُر میخورد و پیش از آنکه بتوانم کتاب را ببندم، در فضای نامتناهی … بیشتر بخوانید “کلمات جادو” »
محسن توحیدیان ▪️ غمی به دندان گیر غمی ای سگ! استخوانی که زمانی آرنج انسانی بوده است در کارخانه زخمی که دهانی را دریده است در فریاد غمی که با کلماتش تو را میخوانم هنگامی که هنوز نامت را به من نگفتهای به دندانش گیر این خواب عطارد است که بر فقدان تو میتابد شانهای … بیشتر بخوانید “ترانهای برای سگ” »
