محسن توحیدیان ▪️ نگاهی به رمان تانگوی شیطان نوشتهی لسلو کراسناهورکایی سرگردان در دایرهای بیآغاز، بیانجام. گرفتار دهکدهای که دیوارهایش را از ملال بالا آوردهاند. پا در راه، راهی بعید که به نقطهی آغاز میرسد. آنکه با شیطان تانگو میرقصد هیچ نمیداند که گامهای نرم و هنرمندانهی شیطان که بهظرافتِ بزرگترین رقصندهها بر زمین میگذارد، … بیشتر بخوانید “شیطان، تانگوی ملال” »
دسته: کتابخوان
محسن توحیدیان ▪️ رمان «سه نفر در برف» نوشتهی اریش کستنر نویسندهی آلمانی ترجمهی عجیبی دارد. سروش حبیبی در پایان داستان به قالب نویسنده در میآید و با جملههایی شاعرانه و از اساس بیربط به متن داستان، کتاب را به پایان میبرد. به این هم راضی نمیشود و با نوشتن شعری از فریدون مشیری برای … بیشتر بخوانید “سه نفر در برف” »
محسن توحیدیان ▪️ «لایا» پسر جوانش، «آدم» را گم کرده و ماههاست از او نشانی ندارد. «نیک» ناپدری آدم، «جویس» زنی که با ارواح ارتباط میگیرد، پدر سیاستمدارش «گوردون» و «جوئل» دختر جوانی که مجری تبلیغات تلویزیونی است هم نمیتوانند لایا را در یافتن تنها پسرش یاری کنند. آدم رفته تا تنهایی سفر کند و … بیشتر بخوانید “روشنگری ملایم و بسیار دردناک لایا” »
محسن توحیدیان ▪️ شهر و خانه به اسلوب نامهنگارانه نوشته شده است. پیکرهی رمان از مجموعه نامههایی به هم رسیده که شخصیتهای داستان به هم نوشتهاند. جوزپه نویسنده و روزنامهگاری ایتالیایی است که عازم سفر به امریکاست. کتاب با نامهی او به برادرش فروچو آغاز میشود. در این نامه خبر داده که بلیت سفر به … بیشتر بخوانید “نامههایی برای تو” »
محسن توحیدیان ▪️ منظرهی دریا با کوسهها و رقصندهها نمایش بسیار سادهای است؛ دختری گمکردهراه و نیمهمغروق، خودش را در نشیمن خانهی نویسندهای جوان و تنها پیدا میکند در حالی که در پتویی پیچیده شده و نمیداند کجاست. این آغاز آشنایی غیر عادی «بن» و «تریسی» است. آدمهایی که به طور اتفاقی با هم آشنا … بیشتر بخوانید “منظرهی دریا با کوسهها و رقصندهها” »
