محسن توحیدیان ▪️ هیو فرانکلین، «سافرجست»ی بود که در دفاع از حق رای زنان در بریتانیا در سالهای آغازین قرن نوزدهم بارها به زندان افتاد و آنجا دست به اعتصاب غذا زد. سافرجست نامی تحقیرآمیز بود که روزنامهنگار دیلی میل آن را بهجای «زنان مدافع حق رای زنان-WSPU» بهکار برد اما مبارزان حقوق زنان این … بیشتر بخوانید “هیو در اعتصاب غذا” »
دسته: یادداشت
محسن توحیدیان ▪️ ⌘ هنگامی نوشتن آغاز کنید که در رگها چیزهایی بیشتر از خون جاری است؛ آهن، نمک، کهربا و میخک. و ستارگان مرده، خیابانهای باریک، ایوانهای کوتاه و بارانهای فرسوده. ورنه از نوشتن پرهیز کنید. بگذارید نوشتن، «رهایی» باشد نه زندان دیگری. نوشتن را بگذارید چمنزاری بماند که در آن بادها لانه دارند. … بیشتر بخوانید “من جام جمام ولی” »
محسن توحیدیان▪️ • ای گلفروشِ شانهسنگی، ای مردِ نیک که در پناهِ زالوها و آدمخوارهای پاساژِ علاءالدین رُستهای، میخواستم بگویم که پدر اشک میفشاند و ناودانهای عصر آبان خون میبارند. میخواستم بدانی که ژاندارمها و پاسبانهای خیابان عمران که برای بردنش میآیند، زیر سبیلهای گشن میخندند و شیشهها همه از شَک میشکنند. و میریزند در … بیشتر بخوانید “گلفروش شانهسنگی” »
محسن توحیدیان ▪️ ⌘ دهشتِ بزرگِ زیستن در کهشکانِ راهِ شیری این است: آنکه بر گردنِ بیگناهان کارد میکشد، همان کودکی است که در گهواره میخندد. آنکه به شکنجه و کشتن فرمان میدهد، همان طفلِ شیرخوارهای است که در گهواره تاب میخورد و او را عروسکی و پستانکی است. این بالاترینِ دهشتهاست. دستهی تبر، روزگاری … بیشتر بخوانید “دستهی تبر” »
محسن توحیدیان ▪️ • وقتی بچهای بهدنیا میآید، باید به او فهماند که عدالت و برابری را ذهن میسازد. مثل باقی چیزهای دیگر. بیرون از ذهن، هیچکدام از اینها وجود ندارد. عشق، دوستی، وفاداری، آزادی و هر مفهوم بشری دیگر، ساختهی این دستگاهِ الکتریکیِ عجیبِ زیرِ جمجمه است که خون میخورد و انتزاع میسازد. آن … بیشتر بخوانید “اشعهی بارمیس” »
