محسن توحیدیان ▪️ ▪️ مگر من که بر هیچ لمیده بودم چه درخشش داشتم که به قلاب صیادیات شکار کردی و در گلدانت نشاندی؟ چرا مرا از عدم به جهان قرصها، ملاها، اسپرمها و کُشندهها آوردی؟ مگر آفتاب عدم چه صورت داشت، مگر کلامِ هیچ چه بدی داشت؟ اکنون من اینجایم تا عنق و دلزده … بیشتر بخوانید “لمیدن بر هیچ” »
دسته: یادداشت
محسن توحیدیان ▪️ جریان دادگاهی و اعدام نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور رومانی همانقدر طول کشید که اجرای یک نمایش تکپردهای روی صحنه. میزانسن، شخصیتها، اتفاقات و فرجام آن نیز تفاوتی با یک نمایش ابزورد نداشت. همهچیز به صورتی کاملن نمایشی برگزار شد با این تفاوت که در پایان نمایش، واقعن چائوشسکو و همسرش النا را تیرباران … بیشتر بخوانید “چائوشسکو؛ نمایشی در یک پرده” »
محسن توحیدیان ▪️ برتانف ظلالسلطنه رضوانالله تعالی علیه رقعه نویسد به حکیمالدوله، نایب الحکما و به آب دهان بر آن مهر گذارد و هرکه را آن حرز و آن مکتوب به گردن و ران و بازو باشد از کوفت و مرض و هر آنچه میکند در امان بماند. به قوت و اسم اولیاءالله و به … بیشتر بخوانید “برتانف و کووید” »
محسن توحیدیان ▪️ ▪️ آنکه میمیرد، همیشه دیگری است، چرا که تاریخ ممات را زندهگان مینویسند. ای صف در صف ایستاده چه میشناسمت! ای بیشماران! ای عم بیقرار، ای عمه، ای برادر که چهرهای میجویی. که دستی و سینهای میجویی تا بر تو ببخشایند. ای بیشمار دهانها که آنان خاک بر بادتان میخوانند و من … بیشتر بخوانید “آنکه میمیرد” »
محسن توحیدیان ▪️ سربازانی که در آشویتس و اردوگاههای دیگر محکوم به تیرباران زندانیان بودند، از کشتار بیرحمانهی انسانها آسیب میدیدند. بسیاری از آنان دیوانه میشدند یا به زندگی خود پایان میدادند. شلیککردن روزانه به زنان، کودکان و مردان ناامیدی که در بیپناهی مطلق در برابر آنها میایستادند، تماشای به خون غلتیدن و جانکندنشان سربازها … بیشتر بخوانید “در آشویتس” »
