محسن توحیدیان ▪️ ▪️ در افسانههای ژاپنی اشباح به شکل زنان سرگردان پیدا میشوند. آنها در کورهراهها و جنگلهای تاریک سر راه مردان جوان یا ساموراییهای تنها سبز میشوند و با وعدههای شهوانی آنها را میفریبند. البته چندان نیازی هم به فریفتن ندارند چون ساموراییها از سر غرور زنها را دارایی خود میدانند بهخصوص اگر … بیشتر بخوانید “کوایدان، کورونکو” »
نویسنده: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ همینگوی میخوانم. این تربیتی است که از نوجوانی برداشتهام. همینگوی مغرور و زیبا با درخششی فلزی. و درست وقتی او، جوان بیست و پنجسالهی سودایی به ارنست والش میگوید؛ «نویسندهای مثل داستایفسکی نمیشناسم که تا این اندازه بد بنویسد اما آدم را تا اعماق تکان بدهد»، از شبح آدمهای بههمچپیده میفهمم که … بیشتر بخوانید “این قطار به غرب میرود” »
محسن توحیدیان ▪️ • فرهاد غبرایی، کتاب همینگوی (A Moveable Feast) را «پاریس جشن بیکران» ترجمه کرده است. A Moveable Feast به ضیافت و جشنی اشاره میکند که زمانی برای آن مشخص نشده است. یک روز مقدس، یک مهمانی ناهار یا دورهمی که کسی زمان دقیق آن را نمیداند. میتوان آن را «جشنی بیزمان» یا … بیشتر بخوانید “پاریس پایانناپذیر” »
۱ دیر زمانی چنین بودم ستارهای به دستم از نم رویا خیس حال که میخواهم زندگانی را سایهای باشم غم مردگانم نیست میان ابروها چه چیز میافتد وقتی نگاه از آسمان ملال میگیرد تنها تو باش که فرداها اگر چه بیخورشید با نام تواند. ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ۲ ماه در چشمهسار گندمها چهره میشوید رویاها خیس میگذرند … بیشتر بخوانید “سه شعر از مجید فروتن” »
سگ سعید میخواست شلوارم را در بیاورد. از همان اول سر دشمنی داشت. ندیده و نشناخته. نمیدانم چجور فهمیده بود من آدم بدی هستم. نگذاشت چهار کلمه حرف بزنیم و من مثل آدم ازدواج سعید و زنش را تبریک بگویم. نفهمیدم چجور تابلوها را برداشتم و زدم به چاک. خیال میکرد او را برای این … بیشتر بخوانید “یک روز سگی متوسط” »
