محسن توحیدیان ▪️ باب بیست و سوم قابوسنامه، «اندر بردهخریدن و شرایط آن» کم و بیش روشن میکند که نگاه به انسان برده در جهان کهن چگونه بوده است. و هم نگاه یک انسان قرن پنجمی ایرانی را به مردم دیگر نشان میدهد. از آنجا که برده، «کالا» و «جنس» است، خرید و فروش آن … بیشتر بخوانید “اندر بردهخریدن و شرایط آن” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ قطار به ایستگاهی در اعماق بیابان رسید و درست جایی که ریل به پایان میرسید، واگنها همانجور که پسِ کلهی هم میزدند، بر جا ایستادند. شنیدم که مسافرها غر میزنند و ناله میکنند. یکی از آنها گفت این همان ایستگاهی است که نیمهکاره مانده. ما نمیدانستیم اما راستی لوکوموتیوران، سوزنبان و آنهای … بیشتر بخوانید “تا ایستگاه بعدی” »
محسن توحیدیان ▪️ گنجشک را صبح چه نام میدهد بر میزِ صبحانه به زیر تجیرِ ابر؟ قاشقی میکاود باغچه را به جستنِ کرمِ پشیمانی کاردی به تفاهم میایستد میان من و منارهای که در لیوان چایی غرق میشود منقاری دانه میچیند از سرانگشتان فساد که نشان سکندر و نوشروان است کشندهی دریاها پیامبرِ اسرارِ … بیشتر بخوانید “تجیرِ ابر” »
محسن توحیدیان ▪️ (برای سعید اسکندری) ما بر اثر تو درگذشتهایم و از این است که مرگمان نیست آه ای که دیدهای ماهیان پرنده را در آبهای وهمِ باروک که بر چشمان فلیباس میدمیدهاند ای که جویدهای تو نیز به دندان گس گل عمر اسفندیار را آه ای که به نام میشناسمت اما هنگام که … بیشتر بخوانید “بر اثر تو” »
محسن توحیدیان ▪️ روزی نمانده تا تسلیمِ باطل کنم اشکی نمانده تا بیفشانم بر بادهای تجرید از جیب که افتاده این مغاک در دلم؟ مگر پرندگان تاریکی دانستهاند که راه به مبهوت کشیدهام؟ مگر آنکه بر دروازهی تسلیم شیهه میکشد چهارشنبه نیست؟ ای تنومند ای رقتانگیز ای مسلط بر پنجرهها، گلدانها، قیچیها، خاکروبهها ای … بیشتر بخوانید “چهارشنبه” »
