محسن توحیدیان ▪️ نگاهی به رمان تانگوی شیطان نوشتهی لسلو کراسناهورکایی سرگردان در دایرهای بیآغاز، بیانجام. گرفتار دهکدهای که دیوارهایش را از ملال بالا آوردهاند. پا در راه، راهی بعید که به نقطهی آغاز میرسد. آنکه با شیطان تانگو میرقصد هیچ نمیداند که گامهای نرم و هنرمندانهی شیطان که بهظرافتِ بزرگترین رقصندهها بر زمین میگذارد، … بیشتر بخوانید “شیطان، تانگوی ملال” »
برچسب: نقد
محسن توحیدیان ▪️ منظرهی دریا با کوسهها و رقصندهها نمایش بسیار سادهای است؛ دختری گمکردهراه و نیمهمغروق، خودش را در نشیمن خانهی نویسندهای جوان و تنها پیدا میکند در حالی که در پتویی پیچیده شده و نمیداند کجاست. این آغاز آشنایی غیر عادی «بن» و «تریسی» است. آدمهایی که به طور اتفاقی با هم آشنا … بیشتر بخوانید “منظرهی دریا با کوسهها و رقصندهها” »
محسن توحیدیان ▪️ تابستان با مونیکا؛ برهنه بر سنگهای ساحلی دراز کشیدهاند. بطری در دست، سیگار بر لب. شهر آنسوتر است. در دوردست. پدرها و مادرها، الکلیها، پااندازها، سبزیفروشها و بلورچیها آنجا در محاصرهی زندگی بیمقدارشان جا ماندهاند. هری و مونیکا از آبها گذشتهاند. به سواحل آزاد رسیدهاند. به جزیرهی تازهای بیرون از سرزمین مقررات. … بیشتر بخوانید “تابستان با مونیکا، چهارصد ضربه” »
