جانورانی که خورده بودم یکییکی بیدار شدند. نیمههای شب از درد به خودم پیچیدم. توی سینهام، توی سرم میزدند. نفسم بالا نمیآمد. برخاستم و به آشپزخانه رفتم و شیر آب را پیدا کردم. وجودم باغ وحشی شد. یکی کشتی شدم که نوح مسافرانش را از دشتها و جنگلها آورده بود. گاوها ماغ میکشیدند، پرندهها میخواندند، … بیشتر بخوانید “آسمان زرد” »
برچسب: محسن توحیدیان
• رابطهای که نمیتوان به سادگی وصفش کرد؛ کول هاردن (گاری کوپر)، روی بین (والتر برنان). وسترنر، شانزدهمین فیلم ناطق «ویلیام وایلر» به گرد چنین ارتباطی شکل گرفته است. هاردن به شهر کوچک وینگارون در تگزاس میآید. جایی که قاضی روی بین آن را اداره میکند. از انگشتشمار وسترنهایی است که در آن والتر برنان … بیشتر بخوانید “وسترنر” »
اگر در شبی برفی از خانه بیرون رفتید و در یکی از خیابانهای تاریک یا کورهراههای روستایی، مردی را دیدید با پالتوی خاکستری بلند و کلاهی که از برف و اندوه سنگین است، بدانید که او روبرت والزر است. او بیآنکه رد پایی بر برف بگذارد، در خیابانها، جادههای پرتافتاده و پسکوچههای گمنام راه میرود. … بیشتر بخوانید “بچههای تانر” »
محسن توحیدیان ▪️ مصرع «خاک خونآلود ای باد به اصفاهان بر» را انوری از عمعق بخاری تضمین کرده است. در قصیدهی مشهور «به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر / نامهی اهل خراسان به بر خاقان بر» که شکایتنامهی مردم خراسان به سلطان رکنالدین محمود والی سمرقند است از ستم غزها. اما در آنچه از … بیشتر بخوانید “خاک خونآلود” »
در بعدازظهر زمستانی، محمدعلی آمد. با همان چشمهایی که رنگش به سبز میزد اما طلایی هم بود. با آن ابروهای کشیده و زیبایش و با قامتی که خواه ناخواه خمیده بود از بس بلند بود و تکیده. خودش بود و حتا موهایش سفید مانده بود و گوشههای سرش به زردی میزد. گفت میخواهم بروم کوچهی … بیشتر بخوانید “کوچهی گلریز” »
