محسن توحیدیان ▪️ کسی گفته است: «شعر فارسی بعد از شاملو مُرد و تمام شد!» این کلامی خام و نگاهی مبتذل به ادبیات است. هر سینهچاک و مریدی، مراد خودش را به آسمان میرساند. رفتار چاکرمآبانه همیشه آلوده به تعصب است. در نظر یک چاکر خودباخته، انسانهای جریانساز و جذاب، بتوارهها و خدایانی هستند که … بیشتر بخوانید “چاکرمآبی در ادبیات” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ سربازانی که در آشویتس و اردوگاههای دیگر محکوم به تیرباران زندانیان بودند، از کشتار بیرحمانهی انسانها آسیب میدیدند. بسیاری از آنان دیوانه میشدند یا به زندگی خود پایان میدادند. شلیککردن روزانه به زنان، کودکان و مردان ناامیدی که در بیپناهی مطلق در برابر آنها میایستادند، تماشای به خون غلتیدن و جانکندنشان سربازها … بیشتر بخوانید “در آشویتس” »
محسن توحیدیان ▪️ رئالیسم شاعرانه مادری است که چشمها، موهای نیمهتاریک و گونههای پودرزدهاش را به فیلم نوآر داده و اندام خوشتراش و محزونش را از اکسپرسیونیسم آلمانی گرفته است. هر فیلم این سینما که چون ذات سرگردان و جبریاش در گوشه و کنار و به دشواری تمام به هم رسید، ستایش و لعنتی است … بیشتر بخوانید “رئالیسم شاعرانه و ژان گابن” »
محسن توحیدیان ▪️ رمان «سه نفر در برف» نوشتهی اریش کستنر نویسندهی آلمانی ترجمهی عجیبی دارد. سروش حبیبی در پایان داستان به قالب نویسنده در میآید و با جملههایی شاعرانه و از اساس بیربط به متن داستان، کتاب را به پایان میبرد. به این هم راضی نمیشود و با نوشتن شعری از فریدون مشیری برای … بیشتر بخوانید “سه نفر در برف” »
محسن توحیدیان ▪️ «لایا» پسر جوانش، «آدم» را گم کرده و ماههاست از او نشانی ندارد. «نیک» ناپدری آدم، «جویس» زنی که با ارواح ارتباط میگیرد، پدر سیاستمدارش «گوردون» و «جوئل» دختر جوانی که مجری تبلیغات تلویزیونی است هم نمیتوانند لایا را در یافتن تنها پسرش یاری کنند. آدم رفته تا تنهایی سفر کند و … بیشتر بخوانید “روشنگری ملایم و بسیار دردناک لایا” »
