محسن توحیدیان ▪️ □ در «ملکالموت» ساختهی «لوئیس بونوئل»، مهمانهایی که به خانهی سینیور نوبیل آمدهاند، بدون هیچ دلیل قابل توضیحی نمیتوانند از خانه بیرون بروند. آنها با لباسهای فاخر، کفشهای پاشنهبلند، کتوشلوارهای درجهی یک و خودآویزهای گرانبها میان دیوارهای نامرئی طلسم یا لعنتی ناشناخته به دام میافتند و روزها و هفتههایی ملالانگیز و خطرناک … بیشتر بخوانید “ملکالموت” »
برچسب: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ □ دیدهام که جایی بر مزار دو روسپی گل سرخی روئیده است. در گورستانی که پشت و پهلو به دشتها و مزارع زرد دارد، در آبادی سرگردانی میان سنقر، اسدآباد و کنگاور، بر کوهپایهای دو خواهر را در حصاری فلزی در خاک کردهاند و بر مزار آنها گل سرخی پیدا شده است. … بیشتر بخوانید “رُستنیها” »
محسن توحیدیان ▪️ از فقدان به کوچه میرفتم و میخواستم که بشنوم چه کسی در زیر باران، هنگامی که من در تب میسوختهام، از کوچه عبور کرده است؟ سارهای مرده را از کتابهایی که دوست داشتم کنار میزدم. آنها را روی میز میگذاشتم. به آنها کلمات تسکین، قضا و حسرت میدادم. کسی میز را مجروح … بیشتر بخوانید “خونِ ابد” »
محسن توحیدیان ▪️ پروتستانیسم واکنشی گنوسیستی به سلطنت مطلقهی کلیسای روم بود. پروتستانها به رهبری «مارتین لوتر» علیه قوانین آهنین و دست و پاگیر کلیسای کاتولیک قیام کردند و توانستند بسیاری از سنتها و ارزشهای متعصبانهی کیش مسیحیت را کنار بگذارند. آنها پاپ را که جانشین بیچون و چرای عیسا بود کنار گذاشتند و به … بیشتر بخوانید “پروتستانیسم” »
محسن توحیدیان ▪️ به خردگی شناختم با دلی ساده، دشنهی کوچک «سوء تفاهم» را. دیدم که با پاهای کوچکِ تقدیر به زندگیام میآید از انتهای خیابانی که دبیرستان تهذیب آنجا بود. چون خودکار بیک سرجویدهای آن را در جیب پیراهنام گذاشتم تا مرا با آن بشناسند و هرکس بتواند گل قهر را بر سینهام ببیند. … بیشتر بخوانید “سوء تفاهم” »
