محسن توحیدیان ▪️ مرا برادری بودکه دل به توفان سپردو من ایستادمتا استخوانهایشدر پیچاپیچ توفان در هم شکند مرا سگی بودبا پیشانی و گوشهایی از رنجو من ایستادمتا در رانها و چشمهای سادهاشسوزن فرو کنند مرا سایهای بودسرگردانِ جنگلِ تاریکو من ایستادمتا لولهی تفنگی رسمی رابر پیشانیاش بگذارند گلوله چگونه میتواندگلی بپروراندو اسید چگونه میتواند … بیشتر بخوانید “من ایستادم” »
برچسب: شعر
(۱) خانه به گل نشسته استو پاروها شکستهاندبه هوایم اگر بیایینه به بوی دریا و نان میرسینه به عطر نارنج و برنجو نه شمعدانی گل خواهد داددر چشمهاتمن، غرق باران و مهامو در عصرانههای ایوانزیرسیگاری را پر میکنمسالها صبح به صبحبه صدای تلخ قاشق در استکانخیره بودمسررفته از آشپزخانهو به چشمیها چشم دوختهشاید کسی بیایدکسی … بیشتر بخوانید “سه شعر از گیتا مینویی” »
محسن توحیدیان ▪️ • لی یانگلی، شاعر چینیتبار زادهی اندونزی از بزرگترین شاعران زمانهی ماست. «کتاب شبهایم» را در دست دارم و امواج حیرتانگیز کلام او، در دریاهایی غریب غوطهام میدهد. کتابی است که میتوان از تباهی زمانه و از سایههای لزجی که هر حکومت استبدادی عقبماندهای بر شهروندانش میاندازد، به آن پناه برد. لییانگ، … بیشتر بخوانید “کتابِ شبهایم” »
محسن توحیدیان ▪️ • «آنتونیو اورتگا اسکالونا» اهل مالاگا که به خاطر پدربزرگش که انجیرفروشی دورهگرد بود، به او «خوان برهوا» میگفتند، در کنار خوانندگان بزرگ دیگری چون «آنتونیو کاخون» و «کامرون» از اسطورههای آواز فلامنکو است. لورکا در توصیف او که در اواخر عمر بیناییاش را از دست داده بود میگوید که او نیز … بیشتر بخوانید “خوان برهوا، خواندن در نابینایی” »
محسن توحیدیان ▪️ درنگهایی در شعر سعید اسکندری سعید اسکندری شاعر تصویرهاست. هر شعر او یک تابلوی نقاشی است. چنانکه عنوان شعر آغازین دفتر دوم او «طرحی برای یک نقاشی» است باید گفت که هر شعر او میتواند طرحی برای یک نقاشی باشد. چنانکه انگار نقاشی به کلمه روی آورده است؛ «ایستاده در سراب و … بیشتر بخوانید “سر در دالانهای بیدلیل” »
