• حالا هشت ماهی میشود که آن دختر را میبینم. در سرما و گرما. شبها پیدایش میشود و بیشتر وقتها تا نیمههای شب همانجاست. شاید قبلترش هم آنجا بوده شاید هم نه. اما من بار اول او را در یکی از شبهایِ اول پاییز دیدم. در بلوار چهل و هفتم سر جاده مخصوص ایستاده بود … بیشتر بخوانید “شبح خیابان چهل و هفتم” »
محسن توحیدیان ▪️ فریدون رهنما فیلم «سیاوش در تخت جمشید» را در سال ۱۳۴۶ ساخت. هفت سال پس از مستند «تخت جمشید». فیلم با نمایی از گردش شبحوار شخصیتهای اساطیری ایران در تخت جمشید آغاز میشود؛ کیکاووس، سودابه، افراسیاب و سیاوش. فریگیس هم در میانهی فیلم به گروه آنها میپیوندد. آنها در ویرانههای تاریخ ایران … بیشتر بخوانید “سیاوش در تخت جمشید” »
سراشیبی نفسگیر کوهساران سوادکوه را بالا میرفتیم. ماشین دیگر نفسی نداشت. باید نگه میداشتیم تا حالش جا بیاید. در راه آلاشت بودیم. جایی که میگفتند زادگاه رضاشاه پهلوی است. خانهی پدریاش هم آنجا بود و مردم میرفتند تماشا. پیاده شدیم و از آن بالا جنگلهای مهیب مازندران را تماشا کردیم. یکی از ما از درخت … بیشتر بخوانید “آلاشت” »
در نیمروز تابستانی، احمدرضا احمدی برای همیشه در محلههای غریب زندگی گم شد. نباید از مرگ او سخن گفت. عکسهای خاکسپاری او، بردنش در تابوت و آن نوار مشکی روی عکسهایش، بیمعنیترین چیزها دربارهی اوست. مردن به هرکس بیاید، به احمدرضا احمدی نمیآید. او مدرنتر از مرگ بود. و پیشروتر از لشکر موریانههای زوال که … بیشتر بخوانید “مردن به او نمیآید” »
محسن توحیدیان ▪️ دیباچهی ابوالمعالی نصرالله منشی بر کلیله و دمنه بهسادگی کوششی برای تئوریزهکردن حکومت دینی است. مینویسد: «تنفیذ شرایع دین و اظهار شعایر حق، بیسیاست ملوک دیندار بر روی روزگار، مخلد نماند و مدت آن مقرون به انتهای عمر عالم، صورت نبندد و اشارت حضرت نبوت بدین وارد است که: الملک و الدین … بیشتر بخوانید “کتاب، ترازو و آهن” »


