«دنیا زنی است بهنام سهیلا» شعرِ بلندِ محمد حیاتی است. کتابی است برای زنان و نقشی که در پردههای جامعه میزنند. کتاب در نشر خودکامه منتشر شده است. ۱ دنیا زنی است بهنام سهیلا پیر نمیشود موهای سفیدش نمیریزد هر روز جوان و بیمار رو در روی آینه موهایش را شانه میزند قرصهای رنگارنگ را … بیشتر بخوانید “دانلود کتاب «دنیا زنی است بهنام سهیلا»” »
دسته: شعر
در نیمروز تابستانی، احمدرضا احمدی برای همیشه در محلههای غریب زندگی گم شد. نباید از مرگ او سخن گفت. عکسهای خاکسپاری او، بردنش در تابوت و آن نوار مشکی روی عکسهایش، بیمعنیترین چیزها دربارهی اوست. مردن به هرکس بیاید، به احمدرضا احمدی نمیآید. او مدرنتر از مرگ بود. و پیشروتر از لشکر موریانههای زوال که … بیشتر بخوانید “مردن به او نمیآید” »
میدانیم که اوزان ترانهها با اوزان عروضی متفاوت است و دارای حالتی است انگار معلق و بینابین اوزان هجایی و عروضی، با خصلتی خاص خود ترانهها. «برخی از این ترانههای ملی بدون قافیه، نمونهای از طرز ساختمان قدیمترین شعرهای فارسی و شاید از سرودهای ماقبل تاریخی نژاد آریاست… سرودهای اوستا نیز بدون قافیه و مانند … بیشتر بخوانید “نوعی وزن در شعر امروز فارسی” »
محسن توحیدیان ▪️ گنجشک را صبح چه نام میدهد بر میزِ صبحانه به زیر تجیرِ ابر؟ قاشقی میکاود باغچه را به جستنِ کرمِ پشیمانی کاردی به تفاهم میایستد میان من و منارهای که در لیوان چایی غرق میشود منقاری دانه میچیند از سرانگشتان فساد که نشان سکندر و نوشروان است کشندهی دریاها پیامبرِ اسرارِ … بیشتر بخوانید “تجیرِ ابر” »
محسن توحیدیان ▪️ (برای سعید اسکندری) ما بر اثر تو درگذشتهایم و از این است که مرگمان نیست آه ای که دیدهای ماهیان پرنده را در آبهای وهمِ باروک که بر چشمان فلیباس میدمیدهاند ای که جویدهای تو نیز به دندان گس گل عمر اسفندیار را آه ای که به نام میشناسمت اما هنگام که … بیشتر بخوانید “بر اثر تو” »
