محسن توحیدیان ▪️ □ این پایانِ آینده است:کشویی که یکوری باز میشود، مثل دهانی که لق میزند، پردهای نیمکشیده، فرمانی که به چپ و راست میچرخد، صندلی فلزی که رو به پنجره ایستاده است، عکسی یادگاری از چند مرد و زن لب دریا که زیر آفتاب ایستادهاند، پرتو زردی که از لابهلای شاخههای درخت افرا … بیشتر بخوانید “گردآوری قطعات مخفی” »
دسته: یادداشت
محسن توحیدیان ▪️ صفتها لجبازترین کلماتی هستند که میشناسم. آنها به هرچیزی رنگ و بو و مزه میدهند. آمبیانس میسازند و مرا وادار به داوری میکنند. از آنها میگریزم. از کسرهی مضطربی که آنها را آغاز میکند. از سکوتی که نازل میکنند. از گردبادهای حضورشان. وقتی به کلمهای متصل میشوند، من ذرهای از خودم را … بیشتر بخوانید “صفتها” »
محسن توحیدیان ▪️ ▫️ در پایان چنین گفت زرتشت فصلی هست به نام «شادی» که میتوان آن را «جشن خر» یا «خر-خدابازی» هم نامید؛ زرتشت در غار خود مهمانان محترمی دارد؛ آواره و سایهاش، پاپ، دو پادشاه، زشتترین انسان، خر و کسان دیگر. در نبود زرتشت، مهمانان به پرستش خر سرگرم میشوند و او را … بیشتر بخوانید “ماما، جشن خر” »
محسن توحیدیان ▪️ جریان دادگاهی و اعدام نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور رومانی همانقدر طول کشید که اجرای یک نمایش تکپردهای روی صحنه. میزانسن، شخصیتها، اتفاقات و فرجام آن نیز تفاوتی با یک نمایش ابزورد نداشت. همهچیز به صورتی کاملن نمایشی برگزار شد با این تفاوت که در پایان نمایش، واقعن چائوشسکو و همسرش النا را تیرباران … بیشتر بخوانید “نمایشی تکپردهای” »
محسن توحیدیان ▪️ • در مملکتی که همهچیزش وارداتی است، «مترجم» بر صدر مینشیند. مبدل اندیشه از صاحب اندیشه عزیزتر میشود و مردم برای دیدار و امضای او صف میکشند. روزگاری «استاد» صفت بزرگان و صاحبان اندیشه و هنر بود اما امروز به مترجمان هم استاد میگویند. صفحات اینترنتی این استادها پر از مریدان سینهچاک … بیشتر بخوانید “مترجم و صنیعالملک” »
