محسن توحیدیان ▪️ از فقدان به کوچه میرفتم و میخواستم که بشنوم چه کسی در زیر باران، هنگامی که من در تب میسوختهام، از کوچه عبور کرده است؟ سارهای مرده را از کتابهایی که دوست داشتم کنار میزدم. آنها را روی میز میگذاشتم. به آنها کلمات تسکین، قضا و حسرت میدادم. کسی میز را مجروح … بیشتر بخوانید “خونِ ابد” »
دسته: یادداشت
محسن توحیدیان ▪️ پروتستانیسم واکنشی گنوسیستی به سلطنت مطلقهی کلیسای روم بود. پروتستانها به رهبری «مارتین لوتر» علیه قوانین آهنین و دست و پاگیر کلیسای کاتولیک قیام کردند و توانستند بسیاری از سنتها و ارزشهای متعصبانهی کیش مسیحیت را کنار بگذارند. آنها پاپ را که جانشین بیچون و چرای عیسا بود کنار گذاشتند و به … بیشتر بخوانید “پروتستانیسم” »
محسن توحیدیان ▪️ به خردگی شناختم با دلی ساده، دشنهی کوچک «سوء تفاهم» را. دیدم که با پاهای کوچکِ تقدیر به زندگیام میآید از انتهای خیابانی که دبیرستان تهذیب آنجا بود. چون خودکار بیک سرجویدهای آن را در جیب پیراهنام گذاشتم تا مرا با آن بشناسند و هرکس بتواند گل قهر را بر سینهام ببیند. … بیشتر بخوانید “سوء تفاهم” »
محسن توحیدیان ▪️ دربارهی سمبات درکیورقیان و آبرنگهایش ▪️ در یکی از اپیزودهای فیلم رویاها از آخرین ساختههای کوروساوا، نقاشی آماتور که به تماشای گالری آثار ونگوگ رفته است، هنگامی که تابلوی «پل لانگلیوس» یا «رختشورها» را میبیند ناخواسته پا به درون تابلو میگذارد. با ورود او یا کمی پیشتر از آن، نقاشی جان میگیرد؛ … بیشتر بخوانید “در آبیهای رنگ” »
محسن توحیدیان ▪️ به گمانم تقرب به مرگ، جلال و ابهتی به چهرهی آدمیزاد میدهد که میتوان نظیر آن را تنها در موزهها و در طبیعت پیدا کرد. تندیسها و سنگوارهها، هر سنگی که بر ستیغ کوهی در انتظار پیدا شدن است و حالتی که یخچالهای طبیعی و دهانهی آتشفشانها دارند، آن ژست قاطع و … بیشتر بخوانید “تقرب به مرگ” »
