محسن توحیدیان ▪️ درنگهایی در شعر سعید اسکندری سعید اسکندری شاعر تصویرهاست. هر شعر او یک تابلوی نقاشی است. چنانکه عنوان شعر آغازین دفتر دوم او «طرحی برای یک نقاشی» است باید گفت که هر شعر او میتواند طرحی برای یک نقاشی باشد. چنانکه انگار نقاشی به کلمه روی آورده است؛ «ایستاده در سراب و … بیشتر بخوانید “سر در دالانهای بیدلیل” »
نویسنده: محسن توحیدیان
منصور یاقوتی ▪️ نگاهی به «جامعهشناسی نخبهکشی» نوشته علی رضا قلی چطور شد که در پائیز ۱۳۹۰ نخستین شب آبانماه این کتاب را به قصد خواندن از دوستی به امانت گرفتم؟ به خاطر قبولی فرزندم و دوری دانشگاه از منزل ناگزیر شدم نزدیک دانشگاه خانهای رهن و اجاره کرده و به خاطر کمبود فضا کتابخانهام … بیشتر بخوانید “کژنگری و عوامزدگی یا «جامعهشناسی نخبهکشی»” »
رولان بارت ▪️ ترجمهی محسن موحدیزاد ▪️ تئاتر چیست؟ یک نوع ماشین سایبرنتیک. زمانی که این ماشین در حین انجام کار نباشد پشت یک پرده پنهان شده است، اما به مجرد این که ظاهر شد شروع میکند به گسیلکردن تعداد خاصی پیام بهسوی شما. این پیامها بدان علت متمایز هستند که همزمان بوده و با … بیشتر بخوانید “تئاتر و دلالت” »
محسن توحیدیان ▪️ دربارهی تابلوی آرنولد بوکلین • «ناباکوف» در رمان «ناامیدی» به کنایه میگوید «در برلین در هر خانهای یک تابلوی جزیرهی مرگ هم هست!» اقبال به اثر بوکلین که در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۶ پنج نسخه از آن را نقاشی کرده است، به تکثیر آن در خانههای مردم عادی محدود نمیشود. میتوان رد … بیشتر بخوانید “جزیرهی مرگ و تاثیرات آن” »
محسن توحیدیان ▪️ بدنم به سینمای آنجلوپولوس واکنش نشان میدهد. این را زمانی فهمیدم که دیدم دستهایم بهاختیار نیست و در زمینهی میزانسنهای غریب او و موسیقی رازآلود فیلمهایش به پرواز در میآیند. شخصیتهای او وقتی پا از خانه بیرون میگذارند، کجا میروند؟ به جهانی نیمهایمن و اندوهزده که دیوارها و تقدیرش را با آجرهای … بیشتر بخوانید “تئو آنجلوپولوس” »
