محسن توحیدیان ▪️ «منگ گشتاسپی» همان مادهای است که موبدان ارداویراف را میدهند تا به سیر جهان دیگر برود. پیش از او گشتاسپ است که آن را از زرتشت میستاند تا جایگاه خویش در عالم بالا ببیند و پیش از گشتاسپ، چنان که در «بهمن یشت» آمده است، این زرتشت فرزانه است که اورمزد چند … بیشتر بخوانید “ارداویرافنامه، سفرنامهیِ سرزمینِ مردگان” »
برچسب: محسن توحیدیان
• حالا هشت ماهی میشود که آن دختر را میبینم. در سرما و گرما. شبها پیدایش میشود و بیشتر وقتها تا نیمههای شب همانجاست. شاید قبلترش هم آنجا بوده شاید هم نه. اما من بار اول او را در یکی از شبهایِ اول پاییز دیدم. در بلوار چهل و هفتم سر جاده مخصوص ایستاده بود … بیشتر بخوانید “شبح خیابان چهل و هفتم” »
سراشیبی نفسگیر کوهساران سوادکوه را بالا میرفتیم. ماشین دیگر نفسی نداشت. باید نگه میداشتیم تا حالش جا بیاید. در راه آلاشت بودیم. جایی که میگفتند زادگاه رضاشاه پهلوی است. خانهی پدریاش هم آنجا بود و مردم میرفتند تماشا. پیاده شدیم و از آن بالا جنگلهای مهیب مازندران را تماشا کردیم. یکی از ما از درخت … بیشتر بخوانید “آلاشت” »
دیروز با مهدی کرانی در میدان انقلاب قرار گذاشتیم تا بعد از سالها همدیگر را ببینیم. روبهروی سینما بهمن بساط کتابفروشی شلوغی بر پا بود. کتابها را کپهکپه روی هم ریخته بودند. کتابهای سمت چپ ۳۰ تومان، کتابهای سمت راست ۵۰. نویسندهها را لنگ در هوا و بدون هیچ رسمیتی با هم قاتی کرده بودند. … بیشتر بخوانید “سیزده تیرماه، پارک دانشجو” »
محسن توحیدیان ▪️ مجملالتواریخ و القصص نوشتهی «پور شادی اسدآبادی» است. او در کتابش نامی از خودش نبرده اما چنان که استاد اذکایی نشان داده است میتوان او را به شهرت نیای سومش، ابوعیسی شادی بن محمد خواند و از این گزیری نیست. از مردم اسدآباد بوده و بهگفتهی خودش در سال ۵۲۰ نوشتن کتاب … بیشتر بخوانید “مجملالتواریخ و القصص” »
