سراشیبی نفسگیر کوهساران سوادکوه را بالا میرفتیم. ماشین دیگر نفسی نداشت. باید نگه میداشتیم تا حالش جا بیاید. در راه آلاشت بودیم. جایی که میگفتند زادگاه رضاشاه پهلوی است. خانهی پدریاش هم آنجا بود و مردم میرفتند تماشا. پیاده شدیم و از آن بالا جنگلهای مهیب مازندران را تماشا کردیم. یکی از ما از درخت … بیشتر بخوانید “آلاشت” »
برچسب: محسن توحیدیان
دیروز با مهدی کرانی در میدان انقلاب قرار گذاشتیم تا بعد از سالها همدیگر را ببینیم. روبهروی سینما بهمن بساط کتابفروشی شلوغی بر پا بود. کتابها را کپهکپه روی هم ریخته بودند. کتابهای سمت چپ ۳۰ تومان، کتابهای سمت راست ۵۰. نویسندهها را لنگ در هوا و بدون هیچ رسمیتی با هم قاتی کرده بودند. … بیشتر بخوانید “سیزده تیرماه، پارک دانشجو” »
محسن توحیدیان ▪️ مجملالتواریخ و القصص نوشتهی «پور شادی اسدآبادی» است. او در کتابش نامی از خودش نبرده اما چنان که استاد اذکایی نشان داده است میتوان او را به شهرت نیای سومش، ابوعیسی شادی بن محمد خواند و از این گزیری نیست. از مردم اسدآباد بوده و بهگفتهی خودش در سال ۵۲۰ نوشتن کتاب … بیشتر بخوانید “مجملالتواریخ و القصص” »
محسن توحیدیان ▪️ باب بیست و سوم قابوسنامه، «اندر بردهخریدن و شرایط آن» کم و بیش روشن میکند که نگاه به انسان برده در جهان کهن چگونه بوده است. و هم نگاه یک انسان قرن پنجمی ایرانی را به مردم دیگر نشان میدهد. از آنجا که برده، «کالا» و «جنس» است، خرید و فروش آن … بیشتر بخوانید “اندر بردهخریدن و شرایط آن” »
محسن توحیدیان ▪️ قطار به ایستگاهی در اعماق بیابان رسید و درست جایی که ریل به پایان میرسید، واگنها همانجور که پسِ کلهی هم میزدند، بر جا ایستادند. شنیدم که مسافرها غر میزنند و ناله میکنند. یکی از آنها گفت این همان ایستگاهی است که نیمهکاره مانده. ما نمیدانستیم اما راستی لوکوموتیوران، سوزنبان و آنهای … بیشتر بخوانید “تا ایستگاه بعدی” »
