در نیمروز تابستانی، احمدرضا احمدی برای همیشه در محلههای غریب زندگی گم شد. نباید از مرگ او سخن گفت. عکسهای خاکسپاری او، بردنش در تابوت و آن نوار مشکی روی عکسهایش، بیمعنیترین چیزها دربارهی اوست. مردن به هرکس بیاید، به احمدرضا احمدی نمیآید. او مدرنتر از مرگ بود. و پیشروتر از لشکر موریانههای زوال که … بیشتر بخوانید “مردن به او نمیآید” »
نویسنده: محسن توحیدیان
محسن توحیدیان ▪️ دیباچهی ابوالمعالی نصرالله منشی بر کلیله و دمنه بهسادگی کوششی برای تئوریزهکردن حکومت دینی است. مینویسد: «تنفیذ شرایع دین و اظهار شعایر حق، بیسیاست ملوک دیندار بر روی روزگار، مخلد نماند و مدت آن مقرون به انتهای عمر عالم، صورت نبندد و اشارت حضرت نبوت بدین وارد است که: الملک و الدین … بیشتر بخوانید “کتاب، ترازو و آهن” »
محسن توحیدیان ▪️ هلیکوپتری که بر فراز سد کرج معلق مانده است، یادگار آلبرت لاموریس، فیلمساز فرانسوی است. او در سال ۱۳۴۹، هنگامی که ۴۸ساله بود، بههمراه پسرش پاسکال به ایران آمد تا فیلم مستندی دربارهی ایران آن دوره بسازد. محمدرضا شاه، ژیلبر شوما، خلبان مخصوصش را برای فیلمبرداری از درون هلیکوپتر با او همراه … بیشتر بخوانید “باد صبا و بادکنک قرمز” »
محسن توحیدیان ▪️ از بد روزگار هیچکدام از ترجمههای کلیله و دمنه بهدست ما نرسیده است مگر دو ترجمه؛ یکی از نصرالله منشی و دیگری از محمد بن عبدالله بخاری. هردو کتاب را در قرن ششم از روی نسخهی عربی روزبه دادویه به فارسی ترجمه کردهاند و از همه مشهورتر همان نسخهی نصرالله منشی است. … بیشتر بخوانید “کلیله و دمنه و داستانهای بیدپای” »
دیروز با مهدی کرانی در میدان انقلاب قرار گذاشتیم تا بعد از سالها همدیگر را ببینیم. روبهروی سینما بهمن بساط کتابفروشی شلوغی بر پا بود. کتابها را کپهکپه روی هم ریخته بودند. کتابهای سمت چپ ۳۰ تومان، کتابهای سمت راست ۵۰. نویسندهها را لنگ در هوا و بدون هیچ رسمیتی با هم قاتی کرده بودند. … بیشتر بخوانید “سیزده تیرماه، پارک دانشجو” »
