محسن توحیدیان ▪️ «منگ گشتاسپی» همان مادهای است که موبدان ارداویراف را میدهند تا به سیر جهان دیگر برود. پیش از او گشتاسپ است که آن را از زرتشت میستاند تا جایگاه خویش در عالم بالا ببیند و پیش از گشتاسپ، چنان که در «بهمن یشت» آمده است، این زرتشت فرزانه است که اورمزد چند … بیشتر بخوانید “ارداویرافنامه، سفرنامهیِ سرزمینِ مردگان” »
نویسنده: محسن توحیدیان
در تاریخنگاری کلاسیک ایرانی هرجا سخن از زرتشت است، کلام به نَفرین و ناسزا آلوده است. نویسندگانی که از زیر دامن تازیان بیرون آمده و از زنجیرهی تاریخ پیش از خود به درازای چندین قرن گسستهاند، چندان در نارواگویی به زرتشت کوشیدهاند که خواننده انگشت به دهان میماند. در کتابهای این تاریخنویسان ابن فلان از … بیشتر بخوانید “چهرهی زرتشت در تاریخنگاری کلاسیک ایرانی” »
• حالا هشت ماهی میشود که آن دختر را میبینم. در سرما و گرما. شبها پیدایش میشود و بیشتر وقتها تا نیمههای شب همانجاست. شاید قبلترش هم آنجا بوده شاید هم نه. اما من بار اول او را در یکی از شبهایِ اول پاییز دیدم. در بلوار چهل و هفتم سر جاده مخصوص ایستاده بود … بیشتر بخوانید “شبح خیابان چهل و هفتم” »
محسن توحیدیان ▪️ فریدون رهنما فیلم «سیاوش در تخت جمشید» را در سال ۱۳۴۶ ساخت. هفت سال پس از مستند «تخت جمشید». فیلم با نمایی از گردش شبحوار شخصیتهای اساطیری ایران در تخت جمشید آغاز میشود؛ کیکاووس، سودابه، افراسیاب و سیاوش. فریگیس هم در میانهی فیلم به گروه آنها میپیوندد. آنها در ویرانههای تاریخ ایران … بیشتر بخوانید “سیاوش در تخت جمشید” »
سراشیبی نفسگیر کوهساران سوادکوه را بالا میرفتیم. ماشین دیگر نفسی نداشت. باید نگه میداشتیم تا حالش جا بیاید. در راه آلاشت بودیم. جایی که میگفتند زادگاه رضاشاه پهلوی است. خانهی پدریاش هم آنجا بود و مردم میرفتند تماشا. پیاده شدیم و از آن بالا جنگلهای مهیب مازندران را تماشا کردیم. یکی از ما از درخت … بیشتر بخوانید “آلاشت” »
