یادداشت
سراشیبی نفسگیر کوهساران سوادکوه را بالا میرفتیم. ماشین دیگر نفسی نداشت. باید نگه میداشتیم تا حالش جا بیاید. در راه آلاشت بودیم. جایی که میگفتند زادگاه رضاشاه پهلوی است. خانهی پدریاش هم آنجا بود و مردم میرفتند تماشا. پیاده شدیم و از آن بالا جنگلهای مهیب مازندران را تماشا کردیم. یکی از ما از درخت … بیشتر بخوانید “آلاشت” »
