یادداشت
محسن توحیدیان ▪️ قطار به ایستگاهی در اعماق بیابان رسید و درست جایی که ریل به پایان میرسید، واگنها همانجور که پسِ کلهی هم میزدند، بر جا ایستادند. شنیدم که مسافرها غر میزنند و ناله میکنند. یکی از آنها گفت این همان ایستگاهی است که نیمهکاره مانده. ما نمیدانستیم اما راستی لوکوموتیوران، سوزنبان و آنهای … بیشتر بخوانید “تا ایستگاه بعدی” »
